تبلیغات
کلاس حقوق
کلاس حقوق
قانون شوراهای حل اختلاف مصوب 94

بسم الله الرحمن الرحیم
قانون شوراهای حل اختلاف
مصوب 1394
ماده۱ـ به‌منظور حل اختلاف و صلح و سازش بین اشخاص حقیقی و حقوقی غیردولتی، شوراهای حل اختلاف که در این قانون به اختصار «شورا» نامیده می‏شوند، تحت نظارت قوه قضائیه و با شرایط مقرر در این قانون تشکیل می‏گردد.
تبصره ـ تعیین محدوده فعالیت جغرافیایی شورا در هر حوزه قضائی به عهده رئیس همان حوزه قضائی می‏باشد.
ماده۲ـ شوراهای حل اختلاف در شهرها و در صورت لزوم در روستاها به تعداد لازم تشکیل می‏گردد.
تبصره ـ رئیس قوه قضائیه می‌تواند برای رسیدگی به امور خاص به ترتیب مقرر در این قانون شوراهای تخصصی تشکیل دهد.
ماده۳ـ هر شورا دارای رئیس، دونفر عضو اصلی و یک‌نفر عضو علی‏البدل است و در صورت نیاز می‏تواند برای انجام وظایف خود دارای مسؤول دفتر باشد که توسط رئیس حوزه قضائی مربوط پیشنهاد و ابلاغ آن از سوی رئیس کل دادگستری استان یا معاون ذی‏ربط وی صادر می‏شود.
ماده۴ـ در هر حوزه قضائی یک یا چند نفر قاضی دادگستری که قاضی شورا نامیده می‏شوند، مطابق مقررات این قانون انجام وظیفه می‏نمایند.
تبصره۱ـ قوه‌قضائیه می‏تواند برای تأمین قضات شورا از میان قضات شاغل یا بازنشسته استفاده نماید.
تبصره۲ـ مرکز امور شوراها می‏تواند از قضات شورا به‌صورت تمام‌وقت یا پاره‌وقت استفاده نماید.
تبصره۳ـ رئیس قوه قضائیه می‌تواند یک قاضی را برای چند شورا تعیین کند.
ماده۵ ـ حکم انتصاب قاضی شورا توسط رئیس قوه‌قضائیه و حکم انتصاب هریک از اعضای شورا پس از احراز شرایط مقرر در این قانون، با پیشنهاد رئیس کل دادگستری توسط رئیس مرکز امور شوراها صادر می‏شود.
ماده۶ ـ اعضای شورا باید دارای شرایط زیر باشند:
الف ـ متدین به دین مبین اسلام
ب ـ تابعیت جمهوری اسلامی‌ایران
پ ـ التزام عملی به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و ولایت مطلقه فقیه
ت ـ حسن شهرت به امانت و دیانت و صحت عمل
ث ـ عدم استفاده از مشروبات الکلی و عدم اعتیاد به مواد مخدر یا روانگردان
ج ـ حداقل سی‌سال سن تمام
چ ـ کارت پایان‌خدمت وظیفه عمومی ‌یا معافیت از آن برای مشمولان
ح ـ حداقل مدرک کارشناسی یا مدرک حوزوی معادل برای تمام اعضای شورای حل اختلاف شهر و در شورای روستا سواد خواندن و نوشتن و ترجیحاً داشتن دیپلم و بالاتر
خ ـ متأهل بودن
دـ سابقه سکونت در حوزه شورا حداقل به مدت شش‌ماه و تداوم سکونت پس از عضویت
ذـ نداشتن سابقه محکومیت مؤثر کیفری و عدم محرومیت از حقوق اجتماعی
تبصره۱ـ برای عضویت در شورا دارندگان مدرک دانشگاهی یا حوزوی در رشته‌های حقوق قضائی یا الهیات با گرایش فقه و مبانی حقوق اسلامی در اولویت هستند و حداقل یک‌نفر از اعضای شورای حل اختلاف شهر باید از میان دارندگان مدارک تحصیلی فوق باشد.
تبصره۲ـ افرادی که پیش از لازم‌الاجراء شدن این قانون به عضویت شوراها درآمده‏اند در صورت نداشتن شرایط موضوع بندهای (ح) و (خ) ادامه عضویتشان بلامانع است.
تبصره۳ـ رئیس قوه قضائیه می‏تواند برای صلح و سازش در دعاوی و شکایات اقلیت‏های دینی موضوع اصل سیزدهم (۱۳) قانون اساسی جمهوری اسلامی ‌ایران، شورای حل اختلاف خاص آنان تشکیل دهد. اعضای این شورا باید متدین به دین خود باشند.
تبصره۴ـ اعضای شورا قبل از شروع به‌کار مکلفند مطابق سوگندنامه‌ای که توسط رئیس قوه قضائیه تهیه و تصویب می‌شود، سوگند یاد نمایند.
ماده۷ـ قضات، کارکنان دادگستری، وکلا و مشاوران حقوقی، کارشناسان رسمی دادگستری و کارکنان نیروهای نظامی ‌و انتظامی‌جمهوری اسلامی ‌ایران و نیروهای اطلاعاتی تا زمانی که در سمتهای شغلی خود هستند حق عضویت در شورا را ندارند.
ماده۸ ـ در موارد زیر شوراها با تراضی طرفین برای صلح و سازش اقدام می‏نمایند:
الف ـ کلیه امور مدنی و حقوقی
ب ـ کلیه جرائم قابل گذشت
پ ـ جنبه خصوصی جرائم غیرقابل گذشت
تبصره ـ در صورتی‌که رسیدگی شورا با درخواست یکی از طرفین صورت پذیرد و طرف دیگر تا پایان جلسه اول عدم تمایل خود را برای رسیدگی در شورا اعلام نماید، شورا درخواست را بایگانی و طرفین را به مرجع صالح راهنمایی می‏نماید.
ماده۹ـ در مـوارد زیر، قاضی شورا با مشورت اعضای شورا رسیدگی و مبادرت به صدور رأی می‏نماید:
الف ـ دعاوی مالی راجع به اموال منقول تا نصاب دویست‌میلیون (۲۰۰.۰۰۰.۰۰۰)ریال به‌جز مواردی که در تاریخ لازم‌الاجراء شدن این قانون در دادگستری مطرح می‏باشند.
ب ـ  تمامی‌ دعاوی مربوط به تخلیه عین مستأجره به‌جز دعاوی مربوط به سرقفلی و حق کسب و پیشه
پ ـ دعاوی تعدیل اجاره‌بها به شرطی که در رابطه استیجاری اختلافی وجود نداشته باشد
ت ـ  صدور گواهی حصر وراثت، تحریر ترکه، مهر و موم ترکه و رفع آن
ث ـ  ادعای اعسار از پرداخت محکومٌ‏به در صورتی که شورا نسبت به اصل دعوی رسیدگی کرده باشد
ج ـ  دعاوی خانواده راجع به جهیزیه، مهریه و نفقه تا نصاب مقرر در بند (الف) در صورتی که مشمول ماده (۲۹) قانون حمایت خانواده مصوب ۱/۱۲/۱۳۹۱ نباشند.
چ ـ  تأمین دلیل
ح ـ جرائم تعزیری که صرفاً مستوجب مجازات جزای‌نقدی درجه هشت باشد.
تبصره۱ـ بهای خواسته براساس نرخ واقعی آن تعیین می‌گردد، چنانچه نسبت به بهای خواسته بین اصحاب دعوی اختلاف حاصل شود و اختلاف مؤثر در صلاحیت شورا باشد، یا قاضی شورا نسبت به آن تردید کند قبل از شروع رسیدگی رأساً یا با جلب نظر کارشناس، بهای خواسته را تعیین می­کند.
تبصره۲ـ شورای حل‌اختلاف مجاز به صدور حکم شلاق و حبس نمی‏باشد.
تبصره۳ـ صلاحیت شوراهای حل اختلاف روستا مستقر در روستا صرفاً صلح و سازش می‌باشد.
ماده ۱۰ ـ دعاوی زیر حتی با توافق طرفین قابل طرح در شورا نیست:
الف ـ اختلاف در اصل نکاح، اصل طلاق، فسخ نکاح، رجوع، نسب
ب ـ اختلاف در اصل وقفیت، وصیت، تولیت
پ ـ دعاوی راجع به حجر و ورشکستگی
ت ـ دعاوی راجع به اموال عمومی و دولتی
ث ـ اموری که به موجب قوانین دیگر در صلاحیت مراجع اختصاصی یا مراجع قضائی غیردادگستری می‏باشد.
ماده۱۱ـ در کلیه اختلافات و دعاوی خانوادگی و سایر دعاوی مدنی و جرائم قابل گذشت، مرجع قضائی رسیدگی‏کننده می‏تواند با توجه به کیفیت دعوی یا اختلاف و امکان حل و فصل آن از طریق صلح و سازش، فقط یک‌بار برای مدت حداکثر سه‌ماه موضوع را به شورا ارجاع نماید.
تبصره ـ در اجرای این ماده، شوراها مکلفند برای حل و فصل دعوی یا اختلاف و ایجاد صلح و سازش تلاش کنند و نتیجه را اعم از حصول یا عدم حصول سازش در مهلت تعیین‌شده برای تنظیم گزارش اصلاحی یا ادامه رسیدگی به‌طور مستند به مرجع قضائی ارجاع‏کننده اعلام نمایند.
ماده۱۲ـ شوراها باید اقدامات لازم را برای حفظ اموال اشخاص صغیر، مجنون و غیررشید که فاقد ولی یا قیم باشند و غایب مفقودالاثر، همچنین ماترک متوفای بلاوارث و اموال مجهول‏المالک به‌عمل آورند و بلافاصله مراتب را به مراجع صالح اعلام کنند. شوراها حق دخل و تصرف در هیچ‌یک از اموال مذکور را ندارند.
ماده۱۳ـ در صورت اختلاف در صلاحیت محلی شوراها به ترتیب زیر اقدام می‏شود:
الف ـ در مورد شوراهای واقع در یک حوزه قضائی، حل اختلاف با شعبه اول دادگاه عمومی همان حوزه است.
ب ـ در مورد شوراهای واقع در حوزه‏های قضائی شهرستان‌های یک استان، حل اختلاف با شعبه اول دادگاه عمومی‌حوزه قضائی شهرستان مرکز استان است.
پ ـ در مورد شوراهای واقع در دو استان، حل اختلاف با شعبه اول دادگاه عمومی شهرستان مرکز استانی است که ابتدائاً به صلاحیت شورای واقع در آن استان اظهارنظر شده است.
ماده۱۴ـ در صورت بروز اختلاف در صلاحیت شورای حل اختلاف با سایر مراجع غیردادگستری در یک حوزه قضائی، حل اختلاف با شعبه اول دادگاه عمومی‌حوزه قضائی مربوط است و در حوزه‏های قضائی مختلف یک استان، حل اختلاف با شعبه اول دادگاه عمومی ‌شهرستان مرکز همان استان است. در صورت بروز اختلاف شوراهای حل اختلاف با مراجع غیردادگستری واقع در حوزه دو استان، به ترتیب مقرر در بند (پ) ماده (۱۳) این قانون عمل می‌شود.
ماده۱۵ـ در صورت بروز اختلاف در صلاحیت بین شورای حل اختلاف با مرجع قضائی، نظر مرجع قضائی لازم‏الاتباع است.
ماده۱۶ـ رسیدگی شوراها با درخواست کتبی یا شفاهی به‌عمل می‏آید. درخواست شفاهی در صورتمجلس قید و به امضای خواهان یا متقاضی می‏رسد.
ماده۱۷ـ درخواست رسیدگی متضمن موارد زیر است:
الف ـ نام و نام خانوادگی، مشخصات و نشانی طرفین دعوی
ب ـ موضوع خواسته و همچنین تقویم آن در امور مالی
پ ـ موضوع درخواست یا اتهام
ت ـ دلایل و مستندات درخواست یا شکایت
ماده۱۸ـ رسیدگی قاضی شورا از حیث اصول و قواعد، تابع مقررات قوانین آیین دادرسی مدنی و کیفری است.
تبصره۱ـ اصول و قواعد حاکم بر رسیدگی شامل مقررات ناظر به صلاحیت، حق دفاع، حضور در دادرسی، رسیدگی به دلایل و مانند آن است.
تبصره۲ـ مقررات ناظر به صدور رأی، واخواهی، تجدیدنظر و هزینه دادرسی، از حکم مقرر در این ماده مستثنی و تابع این قانون است.
ماده۱۹ـ رسیدگی شورا تابع تشریفات آیین دادرسی مدنی نیست.
تبصره۱ـ منظور از تشریفات در این ماده، مقررات ناظر به شرایط شکلی دادخواست ، نحوه ابلاغ، تعیین اوقات رسیدگی، جلسه دادرسی و مانند آن است.
تبصره۲ـ چنانچه خوانده با دعوت شورا در جلسه رسیدگی حاضر نشود و یا لایحه‏ای ارسال نکند و این دعوت مطابق مقررات آیین دادرسی مدنی راجع به ابلاغ نباشد، شورا مکلف است او را با ارسال اخطاریه دعوت کند.
ماده۲۰ـ طرفین می‏توانند شخصاً در شورا حضور یافته یا از وکیل  دادگستری استفاده نمایند.
ماده۲۱ـ در مواردی که دعوای طاری یا مرتبط با دعوای اصلی از صلاحیت ذاتی شورا خارج باشد، رسیدگی به هر دو دعوی در مرجع قضائی صالح به‌عمل می‏آید.
ماده۲۲ـ شورای حل اختلاف علاوه بر رسیدگی به دلایل طرفین می‏تواند تحقیق محلی، معاینه محل، تأمین دلیل را نیز با ارجاع قاضی یا رئیس شورا توسط یکی از اعضاء به‌عمل آورد.
ماده۲۳ـ هزینه رسیدگی شورای حل اختلاف در کلیه مراحل، در دعاوی کیفری و غیرمالی معادل هزینه دادرسی در محاکم دادگستری و در دعاوی مالی معادل پنجاه ‌درصد (۵۰%) آن است. رسیدگی به دعاوی مشمول ماده (۸) این قانون بدون هزینه دادرسی است.
درآمد حاصل از هزینه دادرسی، جریمه‌های قانونی و نیم‌عشر اجرای آرای موضوع این قانون و سایر موارد قانونی به خزانه‌داری کل کشور واریز و صددرصد(۱۰۰%) مبلغ واریزی از محل اعتبار خاصی که به همین منظور هرساله در قانون بودجه کل کشور منظور می‌شود به شوراها اختصاص و پرداخت می‌شود تا به‌صورت کمک در موارد زیر هزینه گردد:
الف ـ پرداخت پاداش به اعضاء و کارکنان شوراها
ب ـ هزینه تعمیرات و تجهیزات و هزینه‏های اداری مرکز امور شوراها
پ ـ بیمه تأمین اجتماعی کارکنان و اعضای شورا
تبصره ـ رئیس قوه قضائیه می‏تواند از منابع موضوع این ماده برای پرداخت پاداش به قضات بازنشسته که در اجرای این قانون فعالیت می‏کنند، اختصاص دهد.
ماده۲۴ـ در صورت حصول سازش میان طرفین، چنانچه موضوع در صلاحیت شورا باشد گزارش اصلاحی صادر و پس از تأیید قاضی شورا به طرفین ابلاغ می‌شود، در غیر این‌صورت موضوع سازش و شرایط آن به ترتیبی که واقع شده است در صورتمجلس منعکس و مراتب به مرجع قضائی صالح اعلام می‌شود.
ماده۲۵ـ رأی صادره از سوی قاضی شورا حضوری است، مگر اینکه محکومٌ‌علیه یا وکیل او در هیچ‌یک از جلسات رسیدگی حاضر نشده و یا به‌طور کتبی نیز دفاع ننموده باشد.
ماده۲۶ـ محکومٌ‏علیه غایب حق دارد مطابق قانون آیین‌دادرسی مدنی به رأی غیابی اعتراض کند.
ماده۲۷ـ تمام آرای صادره موضوع ماده (۹) این قانون ظرف مدت بیست‌روز از تاریخ ابلاغ، قابل تجدیدنظرخواهی می‏باشد. مرجع تجدیدنظر از آرای قاضی شورا، حسب مورد دادگاه عمومی‌حقوقی یا کیفری دو همان حوزه قضائی می‏باشد. چنانچه مرجع تجدیدنظر آرای صادره را نقض نماید، رأساً مبادرت به صدور رأی می‏کند. این رأی، قطعی است و اگر رسیدگی به موضوع در صلاحیت مرجع دیگری باشد، پرونده را به مرجع صالح ارسال می­کند.
تبصره۱ـ گزارش اصلاحی شورا قابل اعتراض نمی‏باشد و قطعی است.
تبصره۲ـ هرگاه رأی مرجع تجدیدنظر در مقام رد صلاحیت شورا باشد رسیدگی ماهوی انجام و رأی اخیر به‌عنوان رأی شعبه بدوی تلقی و حسب مورد مطابق مقررات آیین دادرسی مدنی و کیفری قابل تجدیدنظر است.
تبصره۳ـ هزینه ‌‌دادرسی رسیدگی در مراحل تجدیدنظرخواهی حسب‌ مورد براساس هزینه دادرسی طرح دعوی در آن مرجع است.
ماده۲۸ـ هرگاه در تنظیم یا نوشتن رأی سهو قلم رخ بدهد مانند از قلم افتادن کلمه‏ای یا اضافه شدن آن و یا اشتباه در محاسبه صورت گرفته باشد تا وقتی که نسبت به آرای مذکور اعتراض نشده است، قاضی شورا رأساً یا با درخواست ذی‏نفع رأی را تصحیح می‏کند و رأی تصحیح‌شده به طرفین ابلاغ می‌شود. تسلیم رونوشت رأی اصلی بدون رأی تصحیح‌شده ممنوع است.
ماده۲۹ـ اجرای آرای قطعی در امور مدنی به درخواست ذی‏نفع و با دستور قاضی شورا پس از صدور برگه اجرائیه مطابق مقررات مربوط به اجرای احکام مدنی و اجرای احکام قطعی در امور کیفری طبق مقررات آیین دادرسی کیفری توسط قاضی واحد اجرای احکام شورای حل اختلاف محل به‌عمل می‏آید.
تبصره ـ گزارش‌های اصلاحی تنظیم شده توسط شورای حل اختلاف به دستور قاضی شورا توسط واحد اجرای احکام شورای حل اختلاف اجراء می­شود .
ماده۳۰ـ چنانچه محکومٌ‏علیه، محکومٌ‏به را پرداخت نکند و اموالی از وی به‌دست نیاید، با تقاضای ذی‏نفع و دستور قاضی شورا مراتب جهت اعمال قانون نحوه اجرای محکومیت‏های مالی به واحد اجرای احکام شورای حل اختلاف اعلام می‏شود.
ماده۳۱ـ عضویت در شورا افتخاری است. قوه‌قضائیه به تناسب فعالیت و میزان همکاری قضات، اعضاء و کارکنان شورا پاداش مناسب پرداخت می‌کند.
در خصوص اعضاء و کارکنان تمام‌وقت نیز با رعایت حداقل پرداخت حقوق مطابق قانون کار پاداش پرداخت می‌نماید.
ماده۳۲ـ در صورت فوت یا استعفاء یا عزل اعضای شورا، عضو علی‏البدل با دعوت رئیس حوزه قضائی جایگزین عضو مذکور می‏شود.
تبصره ـ در غیاب عضو شورا، با دعوت رئیس شورا، عضو علی‏البدل عهده‏دار وظیفه وی می‌باشد.
ماده۳۳ـ چنانچه اعضاء یا کارکنان شورا در انجام وظایف قانونی خود مرتکب تخلف شوند و یا حضور و مشارکت مناسب در جلسات شورا نداشته باشند یا شرایط عضویت در شورا را از دست بدهند، رئیس حوزه قضائی مراتب را مستنداً جهت رسیدگی به هیأت رسیدگی‏کننده به تخلفات اعضاء و کارکنان شورا موضوع ماده (۳۴) این قانون اعلام می‏کند.
ماده۳۴ـ هیأت رسیدگی‏کننده به تخلفات اعضای شورا مرکب از یک‌نفر قاضی با انتخاب رئیس کل دادگستری استان و رئیس شورای حل اختلاف استان و مسؤول حفاظت و اطلاعات دادگستری استان می‌باشد.
تبصره ـ رئیس قوه قضائیه، هیأت یادشده را برای مدت سه‌سال منصوب می‌کند و انتخاب مجدد آنان بلامانع است.
ماده۳۵ـ تخلفات اعضاء و کارکنان شورا به قرار زیر است:
الف ـ اعمال و رفتار خلاف شئون شغلی یا عضویت
ب ـ عدم رعایت قوانین و مقررات مربوط
پ ـ ایجاد نارضایتی در ارباب‌رجوع یا انجام ندادن یا تأخیر در انجام وظایف قانونی بدون دلیل
ت ـ تبعیض یا اعمال غرض یا برقراری روابط خارج از عرف اداری با اشخاص مراجعه‌کننده
ث ـ ترک خدمت در خلال ساعات موظف اداری بدون مجوز
ج ـ  غیبت غیرموجه، تکرار در تأخیر ورود به محل کار یا تکرار در تعجیل خروج از آن بدون کسب مجوز
چ ـ کم‌کاری یا سهل‌انگاری در انجام وظایف محول‌شده
ح ـ عدم رعایت حجاب اسلامی
خ ـ عدم رعایت شئون و شعائر اسلامی
د ـ اخذ هرگونه وجه، مال یا امتیاز من‌غیرحق
ذ ـ تسامح در حفظ اموال و اسناد و ایراد خسارت به اموال بیت‌المال
ر ـ ارائه گواهی یا گزارش خلاف در امور مربوط به شورا
ز ـ تسلیم مدارک به اشخاصی که حق دریافت آن را ندارند یا خودداری از تسلیم مدارک به اشخاصی که حق دریافت آن را دارند.
ژ ـ اعتیاد به مواد مخدر یا روانگردان و استعمال آنها
س ـ غیبت غیرموجه به‌صورت متناوب یا متوالی تا چهار جلسه برای اعضاء و چهار روز برای کارکنان در طول ماه
ش ـ کارشکنی، شایعه پراکنی، وادار ساختن و تحریک دیگران به کارشکنی یا کم‌کاری و یا اعمال فشارهای فردی برای تحصیل مقاصد غیرقانونی
ص ـ عضویت در یکی از فرقه‌های ضالّه که مبانی آن از نظر اسلام مردود شناخته شده است.
ض ـ عضویت در سازمان‌هایی که مرامنامه یا اساسنامه آنها مبتنی بر نفی ادیان الهی است یا طرفداری و فعالیت به نفع آنها
ماده۳۶ـ چنانچه هیأت رسیدگی‌کننده بدوی پس از دعوت از عضو یا کارکنان شورا و شنیدن اظهارات و دفاعیات آنها تخلف آنان را احراز نماید به تناسب عمل ارتکابی در مورد ارتکاب به تخلفات پیش‌بینی‌شده در بندهای (الف) تا (خ) ماده(۳۵) برای بار اول و دوم مرتکب را به یکی از مجازات­های ردیف (الف) تا (پ) این ماده و در مورد تخلفات پیش‌بینی‌شده در بندهای (د) تا (ض) ماده (۳۵) و تکرار تخلفات بندهای (الف) تا (خ) در بار سوم، مرتکب را به یکی از مجازات‌های پیش‌بینی‌شده در بندهای (ت) و یا (ث) این ماده به شرح زیر محکوم می‌کند:
الف ـ اخطار کتبی بدون درج در پرونده
ب ـ توبیخ کتبی با درج در پرونده
پ ـ کسر پاداش تا یک‌سوم  به مدت یک‌ماه تا یک‌سال
ت ـ محرومیت از کار در شورا از یک‌ماه تا یک‌سال
ث ـ محرومیت دائمی از کار در شورا
ماده۳۷ـ آرای صادره از هیأت بدوی در مورد مجازات‌های مقرر در بندهای (الف) تا (پ) ماده (۳۶) قطعی و در مورد بندهای (ت) و (ث) آن ماده ظرف مدت بیست‌روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظر در هیأت تجدیدنظر رسیدگی‌کننده به تخلفات اعضاء و کارکنان شورا است. این هیأت مرکب از سه عضو اصلی و یک عضو علی‌البدل است که از بین قضات دارای پایه (۹) قضائی یا بالاتر با ابلاغ رئیس قوه قضائیه برای مدت سه‌سال منصوب می‌شوند و انتصاب مجدد آنها بلامانع است.
تبصره ـ هیأت موضوع این ماده در مرکز امور شوراها تشکیل می‌شود، در صورت ضرورت با پیشنهاد رئیس امور شوراها تشکیل آن در مراکز استان‌ها نیز بلامانع است.
ماده۳۸ـ چنانچه اعضای شورا در مقابل دریافت وجه یا سند پرداخت وجه یا مال یا ارائه خدمت به نفع یکی از طرفین اظهارنظر کنند، به مجازات بزه موضوع ماده (۵۸۸) قانون مجازات اسلامی‌(کتاب پنجم ـ تعزیرات  مصوب ۲/۳/۱۳۷۵) محکوم می‌شوند.
ماده۳۹ـ چنانچه قاضی شورا در انجام وظایف قانونی مربوط به شورا، مرتکب تخلف شود، مراتب توسط رئیس حوزه قضائی یا هیأت موضوع ماده (۳۴) این قانون به دادسرای انتظامی قضات اعلام می‏شود تا مطابق مقررات مربوط به تخلفات و جرائم قضات رسیدگی شود.
ماده۴۰ـ چنانچه اعضای شورا در آزمون استخدام قضات، وکالت دادگستری، مشاور حقوقی یا کارشناس رسمی ‌دادگستری پذیرفته شوند و حداقل سه‌سال سابقه همکاری با شورا داشته باشند و حسن سابقه آنان به تأیید رئیس کل دادگستری استان برسد مدت کارآموزی آنان به نصف، تقلیل می‌یابد.
تبصره ـ در صورت شرکت اعضاء و کارکنان شوراهای حل اختلاف موضوع این ماده در آزمون­های استخدام اداری دادگستری از بیست‌درصد(۲۰%) سهمیه استخدام برخوردار و مدت خدمت آنان با تأیید رئیس شورای حل اختلاف استان از شرایط سنی کسر و همچنین این مدت در صورت وجود سابقه قبلی مبنی بر پرداخت حق بیمه مطابق مقررات مربوطه، جزء سنوات خدمت آنان محسوب می‌شود.
ماده۴۱ـ پرونده‏هایی که تا زمان اجرای این قانون منتهی به اتخاذ تصمیم نشده باشد، با رعـایت مقـررات این قانون در شـوراها رسیدگی و نسبت به آنها اتخاذ تصمیم می‌شود.
ماده۴۲ـ در مواردی که شورا به عنوان داور مورد توافق طرفین به دعاوی و اختلافات رسیدگی می‏کند، رعایت مقررات مربوط به داوری مطابق قانون آیین‌دادرسی دادگاههای عمومی‌ و انقلاب در امور مدنی الزامی است.
ماده۴۳ـ جهت تقویت و توسعه شوراها، وزارتخانه‏ها و سازمان‏ها و نهادهای دولتی و عمومی و قضائی، ملزم به همکاری با این نهاد، به‌ویژه تأمین و تخصیص نیروی اداری و قضائی لازم از طریق مأمور به خدمت‌شدن کارکنان دولت در شوراها هستند.
ماده۴۴ـ رئیس قوه قضائیه می‌تواند حسب نیاز، سالانه تعدادی از کارآموزان قضائی را به‌عنوان قاضی شورا تعیین نماید و نقل و انتقال آنان مطابق نقل و انتقال قضات می‌باشد.
ماده۴۵ـ دولت مکلف است هرساله بودجه مورد نیاز شوراها را براساس بودجه پیشنهادی قوه‌قضائیه در قالب ردیف مستقل پیش‏بینی ‏کند. تأمین امکانات اداری و تجهیزات و مکان و امور مالی و پشتیبانی شوراها به‌عهده قوه قضائیه است.
ماده۴۶ـ آیین‏نامه اجرائی این قانون ظرف مدت سه‌ماه از تاریخ تصویب آن، توسط وزیر دادگستری با همکاری مرکز امور شوراها تهیه می‌شود و به تصویب رئیس قوه قضائیه می‏رسد.
قانون فوق مشتمل بر چهل ‌و شش ماده و بیست ‌و هفت تبصره در جلسه مورخ شانزدهم آذرماه یکهزار و سیصد و نود و چهار کمیسیون قضائی و حقوقی مجلس شورای اسلامی طبق اصل هشتاد و پنجم (۸۵) قانون اساسی تصویب گردید و پس از موافقت مجلس با اجرای آزمایشی آن به مدت سه سال در تاریخ ۹/۱۰/۱۳۹۴ به تأیید شورای نگهبان رسید.
رئیس مجلس شورای اسلامی ـ علی لاریجانی
این قانون در تاریخ 07/11/1394 در روزنامه رسمی کشور منتشر گردیده است. و به دلیل تعطیل بودن روزهای بیست و دوم و بیست و سوم بهمن 94 از تاریخ بیست و چهارم بهمن نود و چهار لازم الاجرا می باشد.

موفق باشید. پوراللهیار


نوشته شده توسط پوراللهیار در دوشنبه 12 بهمن 1394 و ساعت 08:03 ب.ظ

قانون مجازات اسلامی 1392 - دانلود متن کامل - دانلود کتاب همراه جاوا

به نام الله

با عرض سلام و ادب با عنایت به انتشار قانون مجازات اسلامی جدید مصوب 1392 علاقمندان می توانند متن کامل این قانون و کتاب مخصوص تلفن های همراه مربوط به این قانون را از لینکهای زیر دانلود نمایند.

دانلود فایل Word متنی فشرده شده قانون مجازات اسلامی مصوب 1392

و یا

 

دانلود فایل متنی فشرده شده قانون مجازات اسلامی مصوب 1392

فایل فوق را پس از دانلود، رهاسازی کرده و فایل نوتپد داخل آن را کلا کپی کرده و در یک فایل ورد، پیست نموده و به دلخواه ویرایش کنید.

دانلود کتاب موبایل قانون مجازات اسلامی مصوب 1392

و یا

 

دانلود کتاب موبایل قانون مجازات اسلامی مصوب 1392

قانون مجازات اسلامی جدید - قانون جدید مجازات اسلامی - قانون مجازات اسلامی 92 - قانون مجازات اسلامی 1392

دانلود قانون مجازات اسلامی - جاوا

موفق و موید باشید.

التماس دعا

یا حق


نوشته شده توسط پوراللهیار در سه شنبه 14 خرداد 1392 و ساعت 12:05 ب.ظ

متن کتابهای قوانین برای استفاده در موبایل

به نام الله

با عرض سلام حضور خوانندگان محترم و دانشجویان حقوق و حقوقدانان عزیز

امروز یک کار جدید برایتان دارم

 

کتابهای قانون برای گوشی های موبایل

 

قانون آیین دادرسی كیفری

قانون آیین دادرسی مدنی

قانون احیای دادسراها

قانون اجرای احكام مدنی

قانون اساسی

قانون كار

قانون مدنی

قانون مجازات اسلامی

قانون تجارت

 

مشكلی را كه در دانلود برنامه ها وجود داشت از امروز برطرف كردم

 ۲۱/۳/۱۳۸۷

مطلب بسیار مهم دیگر اینکه چندین کتاب موبایل دیگر با همین عنوان یعنی کتاب همراه بشرا را می توانید از وبلاگ صلوات دریافت کنید

salawat.mihanblog.com

 

این کتابها با برنامه جاوا با پسوند  جار  حمایت می شوند که در اکثر گوشیها موجود است

کتابها را دانلود کرده و در قسمتی از موبایل خود - ترجیحا در قسمت موارد دیگر یا  other - قرار دهید و سپس نصب کرده و استفاده نمایید

امیدوارم خوشتان بیاید و از آنها حداکثر استفاده مفید را داشته باشید 

التماس دعا   پوراللهیار


نوشته شده توسط پوراللهیار در سه شنبه 21 خرداد 1387 و ساعت 07:06 ق.ظ

جلسه دهم

به نام الله

 

آیین دادرسی مدنی ص۴۵۳ الی ص۵۱۲ جلد اول دکتر شمس

 

1ـ اگر دادگاه، صلاحیت محلی رسیدگی به دعوای مطروحه را نداشته باشد خوانده در چه مهلتی می تواند به این مورد ایراد كند و اگر خوانده ایراد نكند تكلیف دادگاه چیست؟

الف)تا اولین جلسة دادرسی ـ دادگاه مكلف است مستقلا قرار عدم صلاحیت صادر كند.

ب)تا اولین جلسة دادرسی ـ دادگاه اختیار دارد به دعوا رسیدگی كند یا قرار عدم صلاحیت خود را صادر كند.

ج)تا پایان اولین جلسة دادرسی ـ دادگاه مكلف است مستقلا قرار عدم صلاحیت صادر كند.

د)تا پایان اولین جلسة دادرسی ـ دادگاه اختیار دارد به دعوا رسیدگی كند یا قرار عدم صلاحیت خود را صادر كند.

 

2ـ اگر دادگاه با ایراد امر مطروحه مواجه شود در چه صورتی آنرا می پذیرد؟ در صورتی كه دعوای قبلی در شعبة دیگری از دادگاه اقامه شده باشد و دادگاه ایراد را وارد بداند، چه قراری صادر می كند؟

الف)در صورتی كه دعوای اقامه شده همان دعوایی باشد كه قبلا اقامه شده است. ـ قرار عدم صلاحیت

ب)در صورتی كه دعوای مطروحه با دعوای اقامه شده ارتباط كامل داشته باشد. ـ قرار امتناع از رسیدگی

ج) در صورتی كه دعوای اقامه شده همان دعوایی باشد كه قبلا اقامه شده است. ـ قرار رد دعوا

د)در صورتی كه دعوای مطروحه با دعوای اقامه شده ارتباط كامل داشته باشد. ـ قرار رسیدگی توأمان

 

3ـ در مواجهه با دعوای كسی كه به عنوان نمایندگی، اقامة دعوا كرده و سمت او محرز نیست چه تكلیفی متوجه دادگاه یا مدیر دفتر است؟ و آیا این شخص می تواند بعدا با احراز سمت نمایندگی خود، دوباره اقامة دعوا كند؟

الف)دادگاه قرار رد دعوا صادر می كند. ـ بله                                          ب)دادگاه قرار رد دعوا صادر می كند. ـ خیر

ج)مدیر دفتر، قرار رد دادخواست صادر می كند. ـ بله                           د)مدیر دفتر، قرار رد دادخواست صادر می كند. ـ خیر

 

4ـ در دعوای خلع ید اگر خوانده، منكر تصرف بر ملك گردد و این امر بر دادگاه ثابت شود بفرمایید انكار تصرف ملك از سوی خوانده، چه نوع دفاع یا ایرادی محسوب می شود و تكلیف دادگاه در این مورد چیست؟

الف)دفاع به معنای اخص ـ صدور قرار رد دعوا                                            ب)دفاع به معنای اخص ـ صدور قرار عدم استماع دعوا

ج)ایراد عدم توجه دعوا ـ صدور قرار رد دعوا                                              د)ایراد بی نفعی خواهان ـ صدور قرار عدم استماع دعوا

 

5ـ محسن دعوایی به طرفیت علی اقامه می كند، علی ایراد می كند كه این دعوا، سالها قبل بین پدران متوفای طرفین اقامه شده و منتهی به صدور رای قطعی شده است؛ بفرمایید آیا ایراد علی، ایراد امر قضاوت شده محسوب می شود؟ تكلیف دادگاه چیست؟

الف)بله ـ‌ صدور قرار عدم استماع دعوا                                                  ب)بله ـ صدور قرار رد دعوا

ج)بله ـ صدور قرار امتناع از رسیدگی                                                    د)خیر ـ رسیدگی و اتخاذ تصمیم

 

6ـ اگر دعوایی كه در صلاحیت مراجع عمومی دادگستری است، در یك مرجع غیر دادگستری مورد رسیدگی و صدور رای قرار گیرد، آیا رسیدگی مجدد به دعوای قبلی در دادگاه صالح دادگستری می تواند با ایراد امر قضاوت شده منتفی شود؟ برعكس اگر قبلا نسبت به دعوایی در دادگاه دادگستری حكمی قطعی صادر شده باشد، رسیدگی مجدد به آن دعوا در مراجع غیر دادگستری می تواند با ایراد امر قضاوت شده منتفی شود؟

الف)بله ـ بله                                    ب)بله ـ خیر                                           ج)خیر ـ خیر                                           د)خیر ـ بله

 

7ـ اگر به دلیل عدم اهلیت خواهان یا به دلیل عدم توجه دعوا به خوانده، قرار رد دعوا از طرف دادگاه صادر شود، آیا اقامة مجدد دعوا با ایراد امر قضاوت شده منتفی خواهد شد یا نه؟ اگر راجع به دعوایی گزارش اصلاحی تنظیم شده و بر این اساس قرار سقوط دعوا صادر شده باشد چطور؟

الف)خیر ـ بله ـ بله                            ب)خیر ـ خیر ـ بله                               ج)خیر ـ خیر ـ خیر                         د)بله ـ بله ـ خیر

 

8ـ محمد به نمایندگی از رضا از دعوایی كه توسط جواد علیه رضا اقامه شده است دفاع می كند و دعوا در نهایت منجر به صدور حكم قطعی مبنی بر بی حقی خواهان می شود. آیا جواد می تواند همان دعوا را به طرفیت محمد به عنوان اصیل اقامه كند؟ اگر بعدها مورد دعوا از رضا به محمد منتقل شود چطور؟

الف)بله ـ خیر                            ب)خیر ـ بله                                    ج)بله ـ بله                                   د)خیر ـ خیر

 

9ـ احمد با ادعای انتقال ملك از طریق هبه به او، بر علیه ناصر كه متصرف ملك است دعوای مالكیت اقامه می كند اما نهایتا حكم قطعی مبنی بر بی حقی خواهان صادر می شود. اگر احمد بعدها با ادعای انتقال همان ملك از طریق قرارداد بیع، بر علیه ناصر اقامة دعوای مالكیت كند می توان با استناد به اعتبار امر قضاوت شده دعوای او را رد كرد؟ چرا؟

الف)بله، چون طرفین موضوع دو دعوا یكی هستند.                                       ب)بله، چون سبب و طرفین دو دعوا یكی هستند. 

ج)خیر، چون سبب دو دعوا یكی نیست.                                                          د)خیر، چون موضوع دو دعوا یكی نیست.

 

10ـ اگر دعوا بر فرض ثبوت، اثر قانونی نداشته باشد و خوانده خارج از مهلت، به این امر ایراد نموده باشد، تكلیف دادگاه چیست؟ در صورتی كه خوانده با تاخیر به عدم صلاحیت ذاتی دادگاه ایراد نموده باشد چطور؟

الف)دادگاه مكلف نیست جدا از ماهیت دعوا نسبت به آن رای دهد. ـ دادگاه باید ابتدا به ایراد رسیدگی كند.

ب)دادگاه باید ابتدا به ایراد رسیدگی كند. ـ دادگاه مكلف نیست جدا از ماهیت دعوا نسبت به آن رای دهد.

ج)دادگاه مكلف نیست جدا از ماهیت دعوا نسبت به آن رای دهد. ـ دادگاه مكلف نیست جدا از ماهیت دعوا نسبت به آن رای دهد.

د)دادگاه باید ابتدا به ایراد رسیدگی كند. ـ دادگاه باید ابتدا به ایراد رسیدگی كند.

 

11ـ در كدامیك از موارد زیر دادگاه مخیر است با احراز سبب ایراد، بدون اینكه ذی نفع ایراد بكند به آن ترتیب اثر دهد یا ندهد؟

الف)عدم صلاحیت ذاتی                         ب)عدم صلاحیت محلی                                ج)امر مطروحه                                       د)موارد ب و ج

 

12ـ  كدام گزینه از شرایط اختصاصی طرح دعوای متقابل محسوب نمی شود؟

الف)اتحاد منشأ یا ارتباط كامل با دعوای اصلی                                  ب)طرح آن تا پایان اولین جلسة دادرسی

ج)طرح آن از سوی خوانده                                                                د)طرح آن در جلسة رسیدگی

 

13ـ آیا مجلوب ثالث می تواند دعوای متقابل اقامه كند؟ در صورت امكان، به طرفیت چه كسی؟

الف)بله ـ به طرفیت خواهان دعوای اصلی                                            ب)بله ـ به طرفیت جالب

ج)بله ـ به طرفیت هر دو طرف دعوای اصلی                                         د)خیر

 

14ـ چه شخصی می تواند بر علیه وارد ثالث استقلالی، دعوای متقابل اقامه كند؟ بر علیه وارد ثالث تبعی چطور؟

الف)خواهان دعوای اصلی ـ طرف مقابل شخصی كه وارد ثالث به نفع او وراد دعوا شده است.

ب)خواهان دعوای اصلی ـ طرف مقابل شخصی كه وارد ثالث به نفع او وراد دعوا شده است.

ج)خواندة دعوای اصلی ـ هیچ كس

د)خواندة دعوای اصلی ـ طرفین دعوای اصلی

 

15ـ منظور از دعوای اضافی چیست و آیا می توان در مقابل آن دعوای متقابل اقامه كرد؟

الف)دعوای دیگر از سوی خواهان كه در جلسة رسیدگی مطرح می كند. ـ بله

ب)دعوایی كه شخص ثالث بر علیه طرفین دعوای اصلی اقامه می كند. ـ بله

ج)دعوای واهی خوانده كه برای تاخیر در رسیدگی در جلسة رسیدگی مطرح می كند. ـ خیر

د)دعوایی كه شخص ثالث بر علیه خواندة دعوای اصلی در جلسة رسیدگی مطرح می كند. ـ خیر

 

16ـ مهلت طرح دعوای متقابل تا چه زمانی است و آیا خواندة تقابل حق دارد برای تهیة پاسخ و ادله، تجدید جلسه را خواستار شود؟

الف)تا پایان دادرسی ـ بله                                                    ب)تا پایان دادرسی ـ خیر

ج)تا پایان اولین جلسة دادرسی ـ بله                                  د)تا پایان اولین جلسة دادرسی ـ خیر

 

17ـ آیا امكان طرح دعوای متقابل و جلب ثالث در مرحلة واخواهی ممكن است؟

الف)بله ـ بله                             ب)بله ـ خیر                                 ج)خیر ـ خیر                                     د)خیر ـ بله

 

18ـ در صورتی كه دادگاه رسیدگی كننده به دعوای اصلی از لحاظ ذاتی صالح به رسیدگی به دعوای متقابل نبوده و رسیدگی به دعوای اصلی منوط به اتخاذ تصمیم در مورد دعوای متقابل باشد، تكلیف دادگاه چیست؟

الف)با صدور قرار عدم صلاحیت، پرونده را حسب مورد به دادگاه صالح یا دیوان عالی كشور، جهت تعیین مرجع صالح می فرستد. ـ رسیدگی به دعوای اصلی را متوقف می كند.

ب)با صدور قرار امتناع از رسیدگی پرونده را به مرجع صالح می فرستد و تا تعیین تكلیف دعوای متقابل، رسیدگی به دعوای اصلی را متوقف می كند.

ج)به هر دو دعوا توأمان رسیدگی كرده و علی الاصول اقدام به صدور رای واحد می كند.

د)با صدور قرار عدم صلاحیت، پرونده را حسب مورد به دادگاه صالح یا دیوان عالی كشور، جهت تعیین مرجع صالح می فرستد. ـ رسیدگی به دعوای اصلی را متوقف نمی كند.

 

حقوق تجارت صفحات 94 تا 164 شكتهای سهامی اسكینی.

 

19ـ كدامیك از موارد زیر در مورد انتشار اوراق قرضه برای شركت سهامی نادرست است؟

الف)شركت سهامی عام می تواند بدون توجه به میزان سرمایه اش، هر تعداد اوراق قرضه كه بخواهد منتشر كند.

ب)باید دو سال از تاریخ ثبت شركت سپری شده باشد تا بتواند اوراق قرضه منتشر كند.

ج)باید تمام سرمایة ثبت شدة شركت تأدیه شده باشد تا بتواند اوراق قرضه منتشر كند.

د)برای امكان انتشار اوراق قرضه، این امر باید در اساسنامة شركت پیش بینی شده باشد.

 

20ـ در مورد تفاوت انتشار اوراق قرضه قابل تعویض با سهام شركت و اوراق قرضة قابل تبدیل به سهام شركت باید گفت كه....

الف)افزایش سرمایة شركت همزمان با انتشار اوراق قرضه قابل تعویض با سهام، صورت می گیرد نه اوراق قرضة قابل تبدیل به سهام.

ب)افزایش سرمایة شركت، همزمان با انتشار اوراق قرضة قابل تبدیل به سهام، صورت می گیرد نه اوراق قرضة قابل تعویض با سهام.

ج)سهامداران شركت در خرید سهام قابل تعویض به اوراق قرضه نسبت به پذیره نویسان این اوراق، حق رجحان دارند ولی در مورد اوراق قرضة قابل تبدیل به سهام اینگونه نیست.

د)مجمع عمومی فوق العاده، تنها مرجعی است كه حق دارد اجازة انتشار اوراق قرضة قابل تعویض با سهام را بدهد ولی برای انتشار اوراق قرضة قابل تبدیل به سهام، مجمع عمومی عادی نیز حق دادن این اجازه را دارد .

 

21ـ كدامیك از موارد زیر از نتایج انتشار اوراق قرضة قابل تعویض با سهام است؟

الف)تا انقضای موعد اوراق قرضه، شركت نمی تواند اوراق قرضة قابل تبدیل به سهام منتشر كند.

ب)تا انقضای موعد اوراق قرضه، شركت نمی تواند اوراق قرضة جدید قابل تعویض با سهام منتشر كند.

ج)تا انقضای موعد اوراق قرضه، شركت نمی تواند سرمایة خود را مستهلك سازد.

د)هر سه مورد.

 

22ـ كدامیك از موارد زیر در صلاحیّت مجمع عمومی عادی نیست؟

الف)نصب و عزل مدیران و انتخاب و عزل بازرس یا بازرسان شركت.                                      ب)انتشار اوراق قرضة قابل تبدیل به سهام.

ج)تصمیم به تقسیم سود و اندوخته بین صاحبان سهام.                                                         د)موارد ب و ج صحیحند.

 

23ـ كدام گزینه در مورد حق شركت شركا در مجمع عمومی نادرست است؟

الف)تنها صاحبان سهام با نام، حق شركت در مجامع عمومی را دارند.

ب)می توان در اساسنامة شركت، دارا بودن تعداد سهم معیّنی را شرط حضور در مجامع عمومی قرار داد.

ج)مدیر عامل شخص حقوقی، می تواند به نمایندگی از شخص حقوقی در مجامع عمومی، شركت كند.

د)موارد الف و ب.

 

24ـ در صورتی كه زمان و مكان تشكیل جلسات مجمع عمومی عادی در اساسنامة شركت قید نشده باشد، مجمع عمومی عادی تا چه زمانی و در چه مكانی باید تشكیل شود؟

الف)حدّاكثر تا شش ماه، پس از پایان سال مالی ـ  مركز شركت.

ب)حدّاكثر تا شش ماه، پس از پایان سال مالی ـ هر جایی كه هیأت مدیر معین كند. 

ج)حدّاكثر تا پایان فروردین ماه هر سال ـ مركز شركت.

د)حدّاكثر تا پایان فروردین ماه هر سال ـ هر جایی كه هیأت مدیر معین كند.

 

25ـ هر گاه مدّت مأموریت مدیران شركت،‌ منقضی شده باشد و شركت در وضعی باشد كه باید برای آن، هیأت مدیر جدید انتخاب شود و مدیران قدیم كه تا زمان انتخاب مدیران جدید، مسئول ادارة شركت هستند مجمع عمومی را برای انتخاب مدیران جدید دعوت نكنند چه اقدامی متصوّر است؟

الف)حداقل یك پنجم سهامداران شركت می توانند از بازرس یا بازرسان شركت تقاضای دعوت از مجمع عمومی را بكنند.

ب)حداقل یك سوم سهامداران شركت می توانند از بازرس یا بازرسان شركت، تقاضای دعوت از مجمع عمومی را كنند.

ج)حداقل یك پنجم سهامداران شركت می توانند از مرجع ثبت شركتها دعوت مجمع عمومی را تقاضا كنند.

د)هر ذی نفعی،گرچه یكی از شركای شركت باشد می تواند از مرجع ثبت شركتها، دعوت مجمع عمومی را تقاضا كنند.

 

 

26ـ حداقل و حداكثر فاصله بین نشر دعوتنامة مجمع عمومی عادی در روزنامه و تاریخ تشكیل آن، چقدر است؟

|+| نظرات ()

نوشته شده توسط پوراللهیار در دوشنبه 15 مرداد 1386 و ساعت 02:08 ق.ظ

جلسه نهم

به نام الله

 

حقوق مدنی مواد 140 تا 209ق.م

 

1ـ كدام مورد دربردارندة عقودی است كه تعلیق در آنها موجب بطلان می شود؟

الف)نكاح و وكالت              ب)كفالت و ضمان                   ج)ضمان و نكاح                 د)وكالت و كفالت

 

2ـ زمان انعقاد عقد در عقودی كه با مكاتبه انجام می شوند كدام است؟

الف)تاریخ نوشتن نامة متضمن قبول                                          ب)تاریخ سپردن نامة حاوی قبول به پست

ج)تاریخ وصول نامة قبول به اقامتگاه موجب                              د)تاریخ اطلاع موجب از قبول با خواندن نامة حاوی آن

 

3ـ در صورتی كه پس از ایجاب و قبل از قبول، یكی از طرفین محجور شود .................... .

الف)توافق ناممكن می شود.                         ب)توافق نماینده محجور، معتبر است.

ج)عقد، باطل می شود.                                 د)اگر طرف موجب، محجور شود، طرف دیگر می تواند عقد را با قبول كردن ایجاب، واقع سازد.

 

4ـ اگر قبول با قید و شرط همراه باشد چه وضعیتی بوجود می آید؟

الف)عقد منعقد نمی شود.                                          ب)عقد بصورت معلق ایجاد می شود.

ج)ایجاب جدید محسوب می شود.                            د)موارد الف و ج صحیحند.

 

5ـ اگر طرف ایجاب، قبلا ایجاب را رد كرده باشد آیا می تواند بعدا آنرا قبول كند؟ و اگر قبل از قبول، موجب از ایجاب خود عدول كند آیا قبول مؤثر است؟

الف)بله ـ بله                                                                                                        ب)بله ـ خیر

ج)خیر ـ خیر مگر اینكه موجب ملتزم به نگهداری ایجاب شده باشد.               د)خیر ـ خیر حتی اگر موجب ملتزم به نگهداری ایجاب شده باشد.

 

6ـ اگر یكی از طرفین عقد، ادعای نمایندگی خود از جانب شخص ثالث را بنماید و طرف دیگر ادعای اصالت وی را بنماید، بار اثبات بر عهدة كیست؟

الف)مدعی اصالت باید اصالت طرف مقابل را اثبات كند.                          ب)مدعی نمایندگی باید نماینده بودن خود را اثبات كند.

ج)اصل بر این است كه عقد به نمایندگی واقع نشده است.                      د)موارد ب و ج صحیحند.

 

7ـ اگر طرفین در عقد فیمابین، تعهدی به نفع شخص ثالث نمایند آیا قبول ثالث برای تحقق تعهد به سود او ضروری است؟ و در صورتی كه ثالث، تعهد به سود خود را رد كند آیا رد وی مؤثر است؟ 

الف)بله ـ بله                      ب)بله ـ خیر                      ج)خیر ـ بله                 د)خیر ـ خیر

 

8ـ اگر یكی از طرفین بگوید كه «این اتومبیل را به تو می فروشم به شرطی كه خورشید از مغرب درآید» آیا معامله واقع می شود؟ در صورتی كه فروشنده بگوید «این اتومبیل را به تو می فروشم اگر ثمن را بپردازی» چطور؟

الف)خیر ـ بله معامله بطور منجز واقع می شود.                                                      ب)خیر ـ بله معامله بطور معلق واقع می شود.

ج)بله معامله بطور معلق واقع می شود. ـ بله معامله بطور منجز واقع می شود.       د)بله معامله بطور معلق واقع می شود. ـ بله معامله بطور معلق واقع می شود.

 

9ـ احمد پیشنهاد فروش یك دستگاه جارو برقی را به قیمت 250هزار تومان به علی ارائه می دهد و علی نیز به اشتباه، معامله را به قیمت 250هزار ریال قبول می كند؛ وضعیت حقوقی عمل مزبور كدام است؟

الف)معامله غیر نافذ است.

ب)اشتباه علی مانع از توافق می شود.

ج)معامله به قیمت 250 هزار تومان واقع می شود ولی علی حق فسخ پیدا می كند.

د) معامله به قیمت 250هزار ریال واقع می شود و احمد حق فسخ پیدا می كند.

 

10ـ اگر محمد مقداری پول به مهدی به عنوان قرض بدهد و مهدی آنرا به عنوان هبه بپذیرد چه وضعی رخ می دهد؟ در صورتی كه محمد كتابش را به مهدی بفروشد و مهدی خرید كیف محمد را قبول كند چطور؟

الف)معامله منعقد نمی شود. ـ معامله غیر نافذ است.                                      ب)معامله غیر نافذ است. ـ معامله باطل است.

ج)معامله غیر نافذ است. ـ معامله غیر نافذ است.                                           د)معامله منعقد نمی شود. ـ معامله منعقد نمی شود.

 

11ـ كدامیك از گزینه های زیر در مورد اكراه نادرست است؟

الف)اكراه موجب عدم نفوذ معامله است اگرچه از طرف شخص خارجی غیر از متعاملین واقع شود.

ب)اكراه موجب عدم نفوذ معامله است مگر اینكه از طرف شخص خارجی غیر از متعاملین واقع شود.

ج)اكراه در ایقاعات نیز مؤثر است.

د)موارد الف و ج

 

12ـ اگر تهدید به جان استاد معامله كننده در وی مؤثر باشد و معامله را به اكراه منعقد كند معامله چه وضعی پیدا می كند؟ اگر تهدید به آبروی فرزند معامله كننده در وی مؤثر افتد چطور؟

الف)غیر نافذ ـ غیر نافذ                                     ب)صحیح ـ صحیح

ج) غیر نافذ ـ صحیح                                         د)صحیح ـ غیر نافذ

 

13ـ امضای عقد اكراهی، باعث نفوذ آن از هنگام ................ است و اگر مكره پیش از اجازه فوت كند .................... .

الف)تراضی ـ حق رد و اجازه به ورثه منتقل می شود.                                      ب)تراضی ـ معامله باطل اعلام می شود.

ج)اجازه ـ حق رد و اجازه به ورثه منتقل می شود.                                           د)اجازه ـ معامله باطل اعلام می شود.

 

آیین دادرسی مدنی مواد 31 تا 61

 

14ـ كدامیك از گزینه های زیر نادرست است؟

الف)درخواست جلب ثالث باید با تقدیم دادخواست به عمل آید.                    ب)درخواست تامین خواسته، علی الاصول می تواند كتبی نباشد.

ج)درخواست دستور موقت، علی الاصول می تواند كتبی نباشد.                    د)درخواست اعادة دادرسی علی الاصول می تواند كتبی نباشد.

 

15ـ اگر دادخواست بر روی برگ چاپی مخصوص تنظیم نشده باشد تكلیف مدیر دفتر دادگاه چیست؟ و اگر دادخواست به زبان فارسی تنظیم نشده باشد چطور؟

الف)رد دادخواست ـ رد دادخواست                           ب)عدم ثبت دادخواست ـ عدم ثبت دادخواست

ج)عدم ثبت دادخواست ـ رد دادخواست                   د)رد دادخواست ـ عدم ثبت دادخواست

 

16ـ در صورتی كه خواهان دادخواست را امضا نكرده باشد، تكلیف مدیر دفتر چیست؟

الف)صدور اخطار رفع نقص                                 ب)عدم ثبت دادخواست

ج)صدور قرار رد دادخواست                              د)صدور قرار توقیف دادخواست

 

17ـ هرگاه در دادخواست محل اقامت خواهان به عنوان شخص حقیقی معلوم نباشد مدیر دفتر چه تصمیمی اتخاذ می كند و آیا خواهان می تواند به تصمیم مدیر دفتر اعتراض كند؟

الف)ظرف دو روز قرار توقیف دادخواست را صادر می كند. ـ خیر

ب)قرار رد دادخواست صادر كرده و رونوشت قرار را به مدت ده روز به دیوار در دفتر دادگاه الصاق می كند. ـ بله ظرف مهلت ده روز

ج)قرار توقیف دادخواست را صادر كرده و رونوشت قرار را به مدت یك هفته به دیوار در دفتر دادگاه الصاق می كند. ـ بله ظرف یك هفته

د)ظرف دو روز قرار رد دادخواست صادر كرده و رونوشت قرار را به مدت یك هفته به دیوار در دفتر دادگاه الصاق می كند. ـ بله ظرف یك هفته

 

18ـ در كدامیك از موارد زیر، مدیر دفتر دادگاه قرار توقیف دادخواست را صادر می كند؟

الف)در صورت عدم تعیین اقامتگاه خواهان در دادخواست              ب)در صورت عدم تعیین اقامتگاه خوانده در دادخواست

ج)در صورت عدم تعیین خواسته در دادخواست                               د)هركدام از موارد ب و ج

 

19ـ رضا دعوایی به طرفیت بیست و سه نفر اقامه می كند كه همگی اهالی روستایی واقع در ملكان هستند؛ وی در قسمت تعیین مشخصات خوانده چه باید بنویسد؟

الف)اهالی روستای ........ و نام دهدار روستا.                                ب)اهالی روستای ........... ونام یك یا چند تن از خواندگان

ج)مشخصات تمامی خواندگان                                                     د)مشخصات چند تن از خواندگان و عنوانی مثل «دیگران» یا«بقیه»

 

20ـ محمد به نمایندگی از محسن قراردادی با حسین منعقد می كند؛ پس از چندی حسین به دلیل عدم انجام تعهد متضرر می گردد و دعوای خسارت ناشی از عدم انجام تعهد به طرفیت محسن اقامه می كند؛ بفرمایید طرح دعوا به طرفیت محسن صحیح است؟ تكلیف دادگاه در این مورد چیست؟

الف)خیر، زیرا دعوا باید به طرفیت محسن اقامه می شد. ـ صدور قرار رد دعوا

ب)خیر، زیرا دعوا باید به طرفیت محسن اقامه می شد. ـ صدور قرار رد دادخواست

ج)بله، چون طرح دعوا باید به طرفیت اصیل باشد. ـ رسیدگی و اتخاذ تصمیم

د)بله، چون معامله به طرفیت محمد منعقد شده است. ـ صدور قرار رفع نقص

 

21ـ اگر خواندگان دعوا شش نفر بوده و خواهان دادخواست را به طرفیت پنج تن از آنها تنظیم كرده باشد ................ .

الف)مدیر دفتر قرار رفع نقص صادر خواهد كرد.                                     ب)مدیر دفتر قرار رد دادخواست را صادر خواهد كرد.

ج)دادگاه قرار عدم استماع دعوا را صادر خواهد كرد.                              د)دادگاه قرار رد دعوا را صادر خواهد كرد.

 

22ـ در یك دادخواست، خواسته عبارت است از درخواست مقدار پنج میلیون ریال به موجب سند عادی؛ كدام گزینه در این مورد صحیح است؟

الف)تعیین بهای خواسته لازم نیست.

ب)خوانده نمی تواند نسبت به بهای خواسته اعتراض كند.

ج)اعتراض خوانده به میزان وجه تعیین شده، دفاع به معنی اخص محسوب می شود.

د)تمام موارد صحیحند.

 

23ـ در كدامیك از موارد زیر تكلیف تعیین بهای خواسته وجود ندارد؟

الف)در دعاوی تخلیه ید از عین مستاجره یا مرهونه

ب)در دعاوی غیر مالی یا دعاوی كه در حكم غیر مالی هستند.

ج)در دعاوی كه قیمت خواسته در موقع تقدیم دادخواست، مشخص نباشد.

د)تمام موارد فوق

 

24ـ چنانچه به موجب یك دادخواست دعاوی متعددی اقامه شده باشد از نظر تعیین هزینة‌دادرسی و قابلیت شكایت از رای، چگونه عمل می شود؟

الف)از نظر هزینة دادرسی جداگانه احتساب می شود و قابلیت شكایت از رای، نسبت به هر یك از دعاوی بصورت مجزا تعیین می گردد.

ب)از نظر هزینة دادرسی جداگانه احتساب می شود ولی قابلیت شكایت از رای، بصورت یكجا تعیین می گردد.

ج)از نظر هزینة دادرسی بطور یكجا احتساب می شود ولی قابلیت شكایت از رای، نسبت به هر یك از دعاوی بصورت مجزا تعیین می گردد.

د)از نظر هزینة دادرسی بطور یكجا احتساب می شود و قابلیت شكایت از رای،بصورت یكجا تعیین می شود.

 

25ـ بهای خواسته از حیث هزینة دادرسی و امكان شكایت از رای در دعاوی راجع به حقوق و منافعی كه باید به مواعد معین تا مدت معین پرداخت گردد چگونه تعیین می شود؟

الف)حاصل جمع منافع ده ساله                                                                ب)حاصل جمع تمام اقساط و منافع

ج)حاصل جمع منافع ممكن الحصول تا مدت ده سال                               د)موارد الف و ج صحیحند.

 

26ـ كدام گزینه نادرست است؟

الف)در دعاوی راجع به غیر پول، بهای خواسته مبلغی است كه خواهان در دادخواست معین می كند.

ب)اعتراض به بهای خواسته از سوی خوانده باید تا اولین جلسة دادرسی مطرح شود.

ج)اعتراض خوانده نسبت به بهای خواسته در صورتی مورد قبول واقع می شود كه در قابلیت تجدیدنظر از رای مؤثر باشد.

د)هیچكدام

 

27ـ در صورت اعتراض خوانده به بهای خواسته و ارجاع امر به كارشناس از سوی دادگاه چه كسی باید هزینة كارشناسی را پرداخت كند و اگر پرداخت نكند چطور عمل می شود؟

الف)خواهان ـ قرار رد دادخواست صادر می شود.                  ب)خوانده ـ كارشناسی از عداد دلایل او خارج می گردد.

ج)خواهان ـ قرار رد دعوا صادر می شود.                                د)خوانده ـ هزینه را موقتا خواهان می پردازد.

 

28ـ سبب دعوای خواهان در كدام قسمت از دادخواست درج می شود و در صورت عدم قید سبب دعوای خواهان در دادخواست چه تكلیفی متوجه مدیر دفتر دادگاه است؟

الف)در قسمت تعیین خواسته ـ صدور اخطار رفع نقص

ب)در قسمت تعیین خواسته ـ صدور قرار رد دادخواست

ج)در قسمت شرح دادخواست ـ صدور اخطار رفع نقص

د)در قسمت شرح دادخواست ـ چون درج سبب دعوا الزامی نیست مدیر دفتر دادخواست را كامل تلقی محسوب می كند.

 

29ـ آیا استناد به ماده قانونی در دادخواست الزامی است؟ و اگر دادگاه، خواهان را بر اساس نصی غیر از آنچه كه خواهان به آن استناد كرده ذی حق بداند تكلیفش چیست؟

الف)بله ـ اقدام به صدور رای به نفع خواهان با استناد خود می كند.            ب)بله ـ نباید به غیر از موارد استنادی خواهان، حكم به نفع او صادر كند.

ج)خیر ـ اقدام به صدور رای به نفع خواهان با استناد خود می كند.              د)خیر ـ نباید به غیر از موارد استنادی خواهان، حكم به نفع او صادر كند.

 

30ـ اگر خواهان علاوه بر خواستة اصلی، خسارات دادرسی و حق الوكالة وكیل و خسارت تاخیر در انجام تعهد را نیز مطالبه كند بفرمایید موارد مذكور در كدام قسمت از دادخواست درج می گردند و آیا به میزان خواسته افزوده شده و با آن محاسبه می شوند؟

الف)در قسمت تعیین خواسته ـ بله                                       ب)در قسمت تعیین خواسته ـ خیر

ج)در قسمت شرح دادخواست ـ بله                                       د)در قسمت شرح دادخواست ـ خیر

 

31ـ در كدامیك از موارد زیر مدیر دفتر اقدام به اخطار رفع نقص می نماید؟

الف)اگر خواهان به گواهی گواهان استناد كرده باشد ولی مشخصات آنها را قید نكرده باشد.

ب)چنانچه هزینة دادرسی حسب مورد پرداخت نشده باشد.

ج)اگر خواهان حق الوكالة وكیل و هزینه های دادرسی خود را در دادخواست مطالبه نكرده باشد.

د)موارد الف و ب صحیحند.

 

32ـ كدامیك از گزینه های زیر دربردارندة اشخاصی است كه از پرداخت هزینة دادرسی معافند؟

الف)بنیاد شهید، بنیاد مستضعفان                                      ب)شهرداری، سازمان اوقاف، آستان قدس رضوی

ج) كمیتة امداد امام خمینی(ره)، هلال احمر                        د)تمام موارد

 

33ـ كدام گزینه نادرست است؟

الف)مدعی اع

نوشته شده توسط پوراللهیار در دوشنبه 8 مرداد 1386 و ساعت 03:07 ق.ظ

جلسه هشتم

به نام الله

 

حقوق مدنی مواد 55 تا 108

1ـ منظور از تسبیل منفعت در وقف چیست؟

الف)صرف منفعت در راه خدا                                                ب)آزاد كردن انتفاع ملك

ج)سلب منفعت به همراه سلب مالكیت                                 د)هر سه مورد

 

2ـ وقف كردن كدامیك از اموال زیر صحیح نیست؟

الف)مالی كه در رهن دیگری است.                                     ب)ملكی كه در اجارة دیگری است.

ج)مال مشاع                                                                       د)تمام موارد

 

3ـ در چه صورتی برای تحقق وقف، قبول شرط نیست؟

الف)در صورتی كه وقف برای مصالح عامه باشد.                            ب)در صورتی كه موقوف علیهم متعدد باشند.

ج)در صورت وقف بر صغیر یا سفیه                                                د)در هر سه مورد، قبول شرط است.

 

4ـ راجع به اثر قبض در وقف باید گفت ............... .

الف)در وقف بر مصالح عامه،‌ قبض شرط نیست.                    ب)مرگ واقف، پیش از قبض دادن وقف، سبب بطلان آن می شود.

ج)وقف مالی كه قابل اقباض نیست باطل است.                      د)موارد ب و ج صحیحند.

 

5ـ وقف ملكی كه منافع آن موقتا به دیگری تعلق دارد چه حكمی دارد و اگر منافع آن بطور دائم به دیگری تعلق داشته باشد چطور؟

الف)صحیح ـ باطل                                          ب)غیر نافذ ـ باطل

ج)هر دو غیر نافذند.                                       د)هر دو باطلند.

 

6ـ كدام گزینه در مورد وقفی كه با انگیزة ضرر زدن به دیّان واقف، واقع می شود صحیح است؟

الف)باطل است، چون واقف اهلیت وقف ندارد.                            ب)غیر نافذ است، و نیاز به اجازة دیان دارد.

ج)باطل است، چون غیر مشروع است.                                        د)غیر نافذ است، چون ورشكسته، مالك آن محسوب نمی شود.

 

7ـ كدامیك از گزینه های زیر نادرست است؟

الف)وقف بر مجهول، صحیح نسیت.                                                       ب)وقف بر معدوم، به تبع موجود صحیح است.

ج)واقف به هیچ وجه نمی تواند جزو موقوف علیهم باشد.                      د)وقف، بصورت وصیت نیز واقع شده معلق به موت واقف است.

 

8ـ علی ملكی را به وقف داده و محمود را به عنوان متولی منصوب می كند لكن محمود تولیت را رد می كند علی بعدها دوباره محمود را متولی وقف قرار می دهد و محمود این بار تولیت را می پذیرد؛ بفرمایید آیا محمود متولی محسوب می شود؟ و اگر محمود در بار اول تولیت را قبول می كرد آیا می توانست بعدا آنرا رد كند؟

الف)خیر چون پس از رد نمی تواند قبول كند. ـ خیر                    ب)خیر چون پس از رد نمی تواند قبول كند. ـ بله

ج)بله ـ خیر                                                                                   د)بله ـ بله 

 

9ـ اگر خیانت متولی ظاهر شود .................. و اگر متولی، فاقد وصفی كه واقف برای متولی شرط كرده است بشود ................. .

الف)منعزل می شود. ـ منعزل می شود.                               ب)منعزل می شود. ـ حاكم عزلش می كند.

ج)حاكم ضم امین می كند. ـ منعزل می شود.                     د)حاكم ضم امین می كند. ـ حاكم عزلش می كند.

 

10ـ آیا واقف مجاز است كه از منافع موقوفه، سهمی برای عمل متولی قرار دهد؟ و اگر حق التولیه معین نشده باشد چگونه عمل می شود؟

الف)بله ـ متولی، اجرت المثل می گیرد.                      ب)بله ـ متولی مستحق چیزی نیست.

ج)خیر ـ متولی، اجرت المثل می گیرد.                      د)خیر ـ متولی مستحق چیزی نیست.

 

11ـ در كدامیك از موارد زیر، منافع موقوفات عامه، صرف بریّات عمومیه می شود؟

الف)در صورتی كه صرف منافع موقوفه در مورد خاصی كه واقف معین كرده است متعسر باشد.

ب)در صورتی كه منافع موقوفه مجهول المصرف باشد؛ مگر اینكه قدر متیقنی در بین باشد.

ج)در صورتی كه موقوفه به دلیل خرابی، فروخته شود.

د)موارد الف و ب صحیحند.

 

حقوق تجارت مواد 1 تا 19 قسمت دوم

12ـ كدام یك از گزینه های زیر نادرست است؟

الف)اعمال شركتهایی كه موضوع آنها تجاری است، تجارتی محسوب می شوند.

ب)اعمال شركتهایی كه شكل آنها تجاری است، تجارتی محسوب نمی شوند.

ج)شركتهایی كه شكل آنها تجاری است، تجاری محسوب می شوند.

د)شركتهایی كه موضوع آنها تجاری است، تجاری محسوب می شوند.

 

13ـ آیا ضمانت سفته، عمل ذاتا تجاری محسوب می شود؟ ضمانت چك چطور؟

الف)بله ـ خیر                                          ب)بله ـ بله

ج)خیر ـ بله                                             د)خیر ـ خیر

 

14ـ كدامیك از گزینه های زیر از ثبت نام در دفتر ثبت تجارتی معاف است؟

الف)كسبة جزء                                     ب)شركت های خارجی كه مركز اصلی آنها در ایران است.

ج)بازرگان حقیقی                                 د)بنگاه بازرگانی

 

15ـ مهلت ثبت نام در دفتر ثبت تجارتی چقدر است؟

الف)دو ماه از تاریخ شروع به كار یا تاسیس مؤسسة تجاری                             ب)در مورد شركتها، یك ماه از تاریخ ثبت در دفتر ثبت شركتها

ج)یك ماه از تاریخ شروع به كار یا تاسیس مؤسسة تجاری                              د)موارد الف و ب صحیحند.

 

16ـ كدامیك از گزینه های زیر صحیح است؟

الف)كسی كه به یكی از امور تجاری اشتغال دارد برای اینكه تاجر محسوب شود باید نامش را در دفتر ثبت تجارتی به ثبت برساند.

ب)هر شركتی كه به امور تجاری می پردازد باید نام خود را در دفتر ثبت تجارتی به ثبت برساند تا تجارتی محسوب شود.

ج)هر شخصی كه نامش در دفتر ثبت تجارتی، به ثبت رسیده باشد تاجر محسوب می شود مگر اینكه خلاف آن را اثبات كند.

د)تمام موارد.

 

17ـ امروزه از ترازنامه به جای ............... و از دفتر اندیكاتور به جای ................... استفاده می شود.

الف)دفتر دارایی ـ دفتر كپیه                                ب)دفتر دارایی ـ دفتر كل

ج)دفتر كپیه ـ دفتر دارایی                                   د)دفتر كل ـ دفتر كپیه

 

18ـ كدامیك از دفاتر لااقل هر هفته یك بار تنظیم شده و انواع معاملات تاجر در آن بصورت جداگانه نوشته می شود.

الف)دفتر دارایی                                     ب)دفتر كپیه

ج)دفتر كل                                             د)دفتر اندیكاتور

 

19ـ كلیة‌دفاتر باید توسط نمایندة ادارة ثبت، امضا شوند به استثنای دفتر ............ .

الف)دارایی                                      ب)كل

ج)كپیه                                           د)روزنامه

 

20ـ دفاتر تاجر، چه زمانی بر له تاجر قابلیت استناد دارند؟

الف)زمانیكه دعوا میان دو تاجر باشد.                                                ب)زمانیكه دعوا میان تاجر و غیر تاجر باشد.

ج)زمانیكه دفاتر بر طبق قانون تجارت تنظیم شده باشند.                 د)موارد الف و ج صحیحند.

 

21ـ هرگاه در دعوا میان دو تاجر در امور تجاری، میان دفاتر هر كدام از دو تاجر تعارض و اختلاف وجود  داشته باشد تكلیف چیست؟

الف)در صورتی كه قاضی، هیچكدام را بر دیگری ترجیح ندهد نباید به هیچیك ترتیب اثر دهد.

ب)قاضی در هر حال نباید به هیچیك ترتیب اثر دهد.

ج)قاضی در صورتیكه هیچكدام را بر دیگری ترجیح ندهد باید از مدعی دلایل دیگری را طلب كند.

د)موارد الف و ج صحیحند.

 

                و ما توفیقی الا بالله علیه توكلت و الیه انیب                  


نوشته شده توسط پوراللهیار در دوشنبه 1 مرداد 1386 و ساعت 05:07 ق.ظ

جلسه هفتم

به نام الله

 

آیین دادرسی مدنی ـ مواد 1 الی 30

 

1ـ اگر دعوایی كه طبق قانون در صلاحیت دادگاه خانوادة یك شهر است به دادگاه عمومی همان شهر ارجاع شود تكلیف دادگاه مزبور چیست؟

الف)دادگاه عمومی به صلاحیت دادگاه خانوادة همان حوزه، قرار عدم صلاحیت خود را صادر می كند.

ب)دادگاه عمومی به صلاحیت دادگاه خانوادة همان حوزه، قرار امتناع از رسیدگی صادر می كند.

ج)دادگاه عمومی پرونده را جهت تعیین مرجع صالح به دادگاه تجدیدنظر استان ارسال می كند.

د)دادگاه عمومی مكلف به رسیدگی است؛ زیرا خود دادگاه خانواده هم نوعی دادگاه عمومی محسوب می شود.

 

2ـ محمود دعوایی به طرفیت علی(كه مقیم تبریز است) به خواستة خلع ید از ملكی كه در شهرستان اسكو واقع است با تعیین شبستر از سوی علی به عنوان اقامتگاه انتخابی در دادگاه شهرستان شبستر اقامه می كند. بفرمایید آیا اقامة دعوا در دادگاه شبستر با تراضی طرفین صحیح است؟ و اگر جواب منفی است كدام دادگاه صالح است؟

الف)بله، طرفین یا یكی از آنها حق دارند اقامتگاهی غیر از اقامتگاه اصلی خویش انتخاب كنند.

ب)بله در صورت تراضی طرفین به اقامه دعوا در دادگاه محل اقامتگاه انتخابی آن دادگاه مكلف به رسیدگی است.

ج)خیر، دادگاه تبریز صالح است.

د)خیر، دادگاه اسكو صالح است.

 

3ـ اگر در دعوای محمد علیه محسن(كه مقیم تبریز است) در اصل دادگاه تبریز صالح به رسیدگی باشد و محسن در قراردادی كه با محمد منعقد كرده است، آذرشهر را به عنوان اقامتگاه خود انتخاب نموده باشد دعوا در كدام دادگاه قابل طرح است؟ اوراق ابلاغی به محسن باید به كجا ابلاغ شوند؟

الف)دادگاه آذرشهر ـ اقامتگاه محسن در آذرشهر مگر اینكه نشانی اقامتگاه بطور دقیق مشخص نباشد كه در این حالت به اقامتگاه وی در تبریز ابلاغ می شود.

ب)دادگاه آذرشهر ـ در هر حال به اقامتگاه محسن در آذرشهر حتی اگر نشانی معلوم نباشد.

ج)دادگاه تبریز ـ اقامتگاه محسن در آذرشهر مگر اینكه نشانی اقامتگاه بطور دقیق مشخص نباشد كه در این حالت به اقامتگاه وی در تبریز ابلاغ می شود.

د)دادگاه تبریز ـ در هر حال به اقامتگاه محسن در تبریز

 

4ـ احمد قصد دارد دعوایی بر علیه قادر كه در كشور تركیه اقامت دارد اقامه كند؛ بفرمایید درصورتی كه قادر، هیچگونه مال یا محل سكونت موقتی در ایران نداشته باشد احمد باید دعوا را در كدام دادگاه اقامه كند؟ و اگر قادر، یك محل سكونت موقت در تبریز و یك مال غیر منقول در ارومیه داشته باشد چطور؟

الف)دادگاه تركیه ـ دادگاه تبریز                                                        ب)دادگاه محل اقامت احمد ـ دادگاه ارومیه

ج)دادگاه تركیه ـ دادگاه ارومیه                                                          د)دادگاه محل اقامت احمد ـ دادگاه تبریز

 

5ـ دعوای راجع به خواستة الزام انجام قرارداد مربوط به خرید و فروش ملك و دعوای راجع به حق ارتفاق به ترتیب چه نوع دعوایی محسوب می شوند؟

الف)منقول ـ غیر منقول                                                                      ب)غیر منقول ـ منقول

ج)هر دو غیر منقول محسوب می شوند.                                               د)هر دو منقول محسوب می شوند.

 

6ـ در مورد محل اقامة دعاوی راجع به تركه، قبل از تقسیم آن كدام مورد صحیح است؟

الف)دادگاهی صالح است كه تركه در حوزة آن واقع است.

ب)دادگاهی صالح است كه آخرین اقامتگاه متوفی در ایران، آن محل می باشد.

ج)دادگاهی صالح است كه اموال غیر منقول متوفی در حوزة آن واقع است.

د)دادگاه محل اقامت ورثه، صالح است.

 

7ـ دعاوی ناشی از تعهدات شعبة‌ شركتی در اردبیل كه مركز اصلی شركت در تهران است در كدام دادگاه اقامه می شود و اگر شعبه برچیده شده باشد چطور؟

الف)دادگاه اردبیل ـ دادگاه تهران                                               ب)دادگاه اصفهان ـ دادگاه اردبیل

ج)دادگاه تهران ـ دادگاه اردبیل                                                  د)دادگاه تهران ـ دادگاه تهران

 

8ـ در دعاوی بازرگانی و دعاوی راجع به اموال منقول كه از عقود و قراردادها ناشی شده است كدام دادگاه، صالح به رسیدگی است؟

الف)دادگاه محل وقوع عقد یا قرارداد                                        ب)دادگاه محل اجرای تعهد قراردادی

ج)دادگاه محل اقامت خوانده                                                     د)هر سه مورد

 

9ـ محمود قصد اقامة دعوایی به طرفیت علی(مقیم زنجان)، احمد(مقیم همدان) و حسین(مقیم خوی) دارد؛ وی دعوا را در دادگاه كدام محل می تواند اقامه كند؟

الف)در دادگاه محل اقامت خوانده ای كه نسبت به دیگر خوانده ها بیشترین تعهد را در مقابل محمود دارد.

ب)در دادگاه محل اقامت خود.

ج)در دادگاه محل اقامت هر كدام از خواندگان.

د)در دادگاه محل اقامت خود یا هر یك از خواندگان.

 

10ـ اگر در اصل، دادگاه عمومی بناب برای رسیدگی به دعوایی صالح باشد طرفین دعوا می توانند به تراضی، دادگاه عمومی تبریز را برای رسیدگی انتخاب كنند؟ دادگاه عمومی تبریز در این مورد چه اقدامی انجام می دهد؟

الف)بله ـ ملزم به رسیدگی است.

ب)بله ـ مخیر است كه به دعوا رسیدگی كند یا قرار عدم صلاحیت صادر كند.

ج)خیر ـ قرار عدم صلاحیت صادر كرده پرونده را برای رسیدگی به دادگاه عمومی بناب می فرستد.

د)خیر ـ پرونده را جهت تعیین مرجع صالح به دادگاه تجدیدنظر ارسال می كند.

 

11ـ اگر دادگاه رسیدگی كننده به دعوا، از لحاظ محلی صالح به رسیدگی نباشد و خوانده تا پایان جلسة اول دادرسی ایراد عدم صلاحیت كند ولی دادگاه به رسیدگی ادامه داده و اقدام به صدور رای كند در چه صورت رای نقض خواهد شد؟

الف)رای صادره در هیچ صورت قابل نقض نیست؛ زیرا دادگاه از لحاظ ذاتی صالح است.

ب)در صورتی كه خوانده درخواست تجدیدنظر كند و رای صادره نیز قابل تجدیدنظر باشد.

ج)در صورتی كه خوانده، درخواست تجدیدنظر كند حتی اگر رای صادره از آرایی باشد كه قابل تجدیدنظر نیستند.

د)رای صادره اگر قابل تجدیدنظر باشد حتی اگر درخواست تجدیدنظر نشود نیز نقض خواهد شد.

 

12ـ اگر خوانده، در موقع طرح دعوا از سوی خواهان در دادگاه تبریز، مقیم یكی از روستاهای تبریز بوده ولی پس از طرح دعوا، روستای مذكور، در تقسیمات كشوری از شهرستان تبریز منتزع و به شهرستان اهر ملحق شود كدام دادگاه صالح به ادامة رسیدگی است؟ اگر الحاق این روستا در موقعی باشد كه داد خواست ناقص خواهان به دادگاه تبریز ارائه و ثبت شده ولی با فرض بقای مهلت هنوز رفع نقص نشده باشد چطور؟

الف)دادگاه تبریز ـ دادگاه تبریز                                                              ب)دادگاه تبریز ـ دادگاه اهر

ج)دادگاه اهر ـ دادگاه اهر                                                                         د)دادگاه اهر ـ دادگاه تبریز       

 

13ـ در رسیدگی به دعوایی كه در دادگاه عمومی مراغه اقامه شده است اگر دادگاه مراغه خود را صالح به رسیدگی نداند و پرونده را برای رسیدگی به دادگاه ملكان بفرستد در صورتی كه دادگاه ملكان نیز خود را صالح نداند چه اقدامی از سوی آن دادگاه متصور است؟

الف)اگر ادعای عدم صلاحیت دادگاه مراغه را نپذیرد پرونده را برای حل اختلاف به دادگاه تجدید نظر استان می فرستد.

ب)اگر ادعای عدم صلاحیت دادگاه مراغه را بپذیرد، پرونده را برای رسیدگی به مرجعی كه صالح می داند می فرستد.

ج)در هر حال پرونده را به دادگاه تجدید نظر استان می فرستد.

د)موارد الف و ب صحیحند.

 

14ـ در كدام یك از موارد زیر حل اختلاف صلاحیت، با دیوان عالی كشور است؟

الف)اختلاف بین دادگاه بدوی یك استان با دادگاه تجدیدنظر استان دیگر

ب)اختلاف بین دیوان عدالت اداری با دادگاه عمومی

ج)اختلاف بین دو دادگاه نظامی از حوزه های قضایی دو استان

د)هر سه مورد

 

15ـ در كدام یك از موارد زیر، حل اختلاف صلاحیت، با دادگاه تجدیدنظر استان است؟

الف)اختلاف بین دو دادگاه انقلاب واقع در یك استان                           ب)اختلاف بین دو دادگاه نظامی واقع در یك استان

ج)اختلاف بین دو دادگاه عمومی واقع در یك استان                             د)هر سه مورد

 

16ـ اگر دادگاه عمومی شهرستان میانه در پرونده ای با ادارة ثبت میانه اختلاف در صلاحیت داشته و هركدام، دیگری را صالح بداند چه مرجعی، مرجع حل صلاحیت است؟ و اگر دادگاه عمومی میانه با دادگاه تجدیدنظر استان آـ ش در صلاحیت اختلاف كنند چگونه عمل می شود؟

الف)دادگاه تجدیدنظر استان آ- ش ـ دیوان عالی كشور دادگاه صالح را تعیین می كند.

ب)دادگاه تجدیدنظر استان آ- ش ـ نظر دادگاه تجدیدنظر استان آ- ش معتبر است.

ج)دیوان عالی كشور ـ نظر دادگاه تجدیدنظر استان آ- ش معتبر است.

د)دیوان عالی كشور ـ دیوان عالی كشور دادگاه صالح را تعیین می كند.

 

17ـ اگر دادگاه عمومی، به صلاحیت یكی از مراجع اختصاصی و بدوی اداری از خود نفی صلاحیت كند .......... .

الف)پرونده را جهت رسیدگی به آن مرجع ارسال می دارد.

ب)با صدور قرار عدم صلاحیت، خواهان باید دعوا را در مرجع صالح اقامه كند.

ج)پرونده را جهت تعیین مرجع صالح به دیوان عالی كشور می فرستد.

د)پرونده را جهت تعیین مرجع صالح به دیوان عدالت اداری می فرستد.

 

حقوق مدنی ـ مواد 1 الی 54

 

18ـ كدام گزینه نادرست است؟

الف)قوانین مربوط به ارث در مورد كلیة اتباع ایران و لو اینكه مقیم در خارجه باشند مجری خواهد بود.

ب)اتباع خارجة مقیم ایران، از حیث حقوق ارثیه در حدود معاهدات، مطیع قوانین دولت متبوع خود خواهند بود.

ج)قوانین مربوط به احوال شخصیه، در مورد كلیة سكنة ایران، ولو اینكه تبعة خارجه باشند مجری خواهد بود.

د)اتباع خارجة مقیم ایران، از حیث مسائل مربوط به احوال شخصیه در حدود معاهدات، مطیع قوانین دولت متبوع خود خواهند بود.

 

19ـ كدام یك از موارد زیر از حیث صلاحیت محاكم، در حكم مال غیر منقول است؟

الف)میوة درختان باغ میوه پس از چیده شدن و قبل از نقل به خارج باغ.                       ب)تراكتوری كه مالك آن را برای امر زراعت تخصیص داده باشد.

ج)مصالحی كه برای استفاده در ساخت بنا تهیه شده باشند.                                           د)موارد ب و ج صحیحند.

 

20ـ دعاوی راجع به اجرت المثل املاك غیر منقول و مال الاجارة عین مستاجره از حیث صلاحیت محاكم در حكم كدام اموال محسوب می شوند؟

الف)غیر منقول ـ منقول                                                                     ب)غیر منقول ـ غیر منقول

ج)منقول ـ غیر منقول                                                                        د)منقول ـ منقول

 

21ـ كدام یك از اموال زیر، منقول محسوب می شوند؟

الف)كشتی های بزرگ                                                                        ب)حق تالیف

ج)سهام بی نام شركتها                                                                        د)هر سه مورد

 

22ـ در فرضی كه شخصی، نهال متعلق به شخص دیگر را در ملك خود بكارد و نیز در فرضی كه شخصی، نهال متعلق به خود را در ملك شخص دیگر، بدون اذن مالك بكارد، محصول از آن چه كسی است؟

الف)مالك نهال ـ مالك زمین                                                          ب)مالك نهال ـ مالك نهال

ج)مالك زمین ـ مالك زمین                                                           د)مالك زمین ـ مالك نهال

 

23ـ مادة 35 قانون مدنی مقرر می دارد:« تصرف بعنوان مالكیت دلیل مالكیت است مگر اینكه خلاف آن ثابت شود.»؛ كدام گزینه دربارة این ماده نادرست است؟

الف)منظور از دلیل در این ماده، اماره است.                                                   ب)تصرف قیم و وكیل از طرف اصیل مشمول این ماده نمی شود.

ج)تصرف مستاجر در حكم تصرف موجر است.                                              د)در تعارض بین تصرف كنونی و تصرف سابق، تصرف كنونی مقدم است.

 

24ـ اگر حق انتفاع، به مدت عمر منتفع باشد، فوت مالك چه تاثیری در آن دارد؟

الف)به موت مالك، حق انتفاع در هرحال زایل می شود.                                      ب)وارثان مالك نمی توانند مزاحم صاحب حق شوند.

ج)فوت مالك اثری در حق انتفاع ندارد.                                                               د)موارد ب و ج صحیحند.

 

25ـ كدام گزینه به ترتیب در مورد عمری و رقبی صحیح است؟

الف)می تواند به مدت عمر مالك برقرار شود. ـ می تواند به مدت عمر منتفع برقرار شود.

ب)می تواند به مدت عمر شخص ثالث برقرار شود. ـ مدت انتفاع باید معین باشد.

ج)مدت انتفاع باید معین باشد. ـ می تواند به مدت عمر منتفع برقرار شود.

د)می تواند به مدت عمر شخص ثالث برقرار شود. ـ می تواند به مدت عمر مالك برقرار شود.

 

26ـ كدام گزینه صحیح است؟

الف)حق سكنی می تواند به طریق عمری یا رقبی برقرار شود.                     ب)حق عمری می تواند به طریق سكنی یا رقبی برقرار شود.

ج)حق رقبی می تواند به طریق سكنی یا عمری برقرار شود.                         د)هیچكدام

 

27ـ حبس مطلق چیست و مدت آن چقدر است؟

الف)حق انتفاعی است كه مالك در آن مدتی معین نكرده باشد. ـ تا فوت منتفع                  ب)حق انتفاع از اموال غیر منقول را گویند. ـ تا فوت منتفع

ج) حق انتفاعی است كه مالك در آن مدتی معین نكرده باشد. ـ تا فوت مالك                      د) حق انتفاع از اموال غیر منقول را گویند. ـ تا فوت مالك

 

28ـ كدام گزینه نادرست است؟

الف)اصولا مخارج لازم برای نگهداری مالی كه موضوع انتفاع است به عهدة منتفع است.

ب)هزینه های لازم برای انتفاع یا كمال بهره برداری به عهدة منتفع است.

ج)در حبس، قبض شرط صحت است.

د)حق انتفاع را فقط دربارة شخصی می توان برقرار كرد كه حین ایجاد حق، موجود باشد.

 

29ـ در كدام یك از موارد زیر، حق انتفاع زایل می شود؟

الف)در صورت تلف مال موضوع انتفاع و انتقال ملك از مالك به منتفع                     ب)درصورت انقضاء مدت انتفاع و انتقال حق انتفاع منتفع به مالك

ج)درصورت انقضاء مدت انتفاع و تلف مال موضوع انتفاع                                           د)هر سه مورد

 

30ـ اگر مالك عین موضوع حق انتفاع، مالكیت عین را به شخص دیگری انتقال دهد این امر چه تاثیری بر حق انتفاع دارد؟ انتقال گیرندة جاهل به وجود حق انتفاع چه حقی دارد؟

الف)موجب بطلان حق انتفاع است. ـ حق درخواست خلع ید از مال خود                      ب)موجب بطلان حق انتفاع است. ـ حق فسخ معامله

ج)تاثیری ندارد. ـ حق فسخ معامله                                                                                د)تاثیری ندارد. ـ حق درخواست خلع ید از مال خود

 

31ـ كدام گزینه نادرست است؟

الف)اصولا اثر قانون، نسبت به آتیه است.                                                                            ب)انتشار قوانین باید در روزنامة رسمی به عمل آید.

ج)قوانین پانزده روز پس از تصویب در سراسر كشور لازم الاجراء است.                              د)هیچكدام

 

 

حقوق تجارت ـ مواد 1 الی 5

 

32ـ كدام یك از موارد زیر برای اینكه تجارتی محسوب شود نیاز به استمرار ندارد؟

الف)صدور برات                                                                       ب)حق العمل كاری

ج)دلالی                                                                                    د)تصدی به حمل و نقل

 

33ـ اگر شخصی بدون قصد فروش یا اجاره، مالی را بخرد، این معامله در چه صورت تجارتی محسوب می شود؟

الف)در هر حال تجاری محسوب می شود.

ب)اگر بعدها مال را بفروشد یا اجاره دهد، معاملة او تجارتی محسوب می شود.

ج)در هیچ صورت تجارتی

نوشته شده توسط پوراللهیار در سه شنبه 26 تیر 1386 و ساعت 02:07 ق.ظ

جلسه ششم

به نام الله

آیین دادرسی مدنی ـ سازش

1ـ در مورد سازش در دعاوی كدام گزینه نادرست است؟

الف)سازش، هم در مرحله بدوی ممكن است و هم در مرحله تجدیدنظر.

ب)سازش، هم پیش از صدور رای ممكن است و هم پس از صدور آن.

ج)سازش در دادگاه هم می تواند شامل دعوای مطروحه باشد و هم شامل امور دیگر.

د)سازش هم در دادگاهی كه به دعوا رسیدگی می كند قابل طرح است و هم در دادگاه دیگر.

2ـ آیا دوطرفی كه اكنون دعوایی میان آن دو در دادگاه مطرح است می توانند خارج از دادگاه سازش كنند؟

 الف)خیر مگر با اجازة دادگاه                                                                       ب)خیر، مطلقا نمی توانند.

ج)بله فقط به شرط سازش در دفتر اسناد رسمی                                            د)بله

3ـ اگر سازش در دفتر اسناد رسمی صورت پذیرد ....

 الف)با ارائة سازش نامه، دادگاه به رسیدگی خاتمه می دهد.

ب)برای اعتبار سازش نامه در دادگاه، طرفین باید در دادگاه حاضر شده و نسبت به مفاد آن اقرار كنند.

ج)سازش نامه ارزش سند عادی را دارد مگر اینكه از طرف دادگاه تایید شود.

د)موارد الف و ب صحیح است.

4ـ اگر در موقع اجرای قرار تامین، دوطرف بخواهند سازش كنند تنظیم سازش نامه توسط قاضی مجری قرار تا چه زمانی امكانپذیر است؟ خصوصیت این سازش نامه چیست؟

الف)تا زمانی كه قاضی مجری قرار شروع به اجرا نكرده باشد. ـ سازش نامة عادی محسوب می شود.

ب)تا زمانی كه قاضی مجری قرار، شروع به اجرا نكرده باشد. ـ در حكم سازش به عمل آمده در دادگاه است.

ج)تا زمانی كه اجرای قرار، پایان نیافته باشد. ـ سازش نامة عادی محسوب می شود.

د)تا زمانی كه اجرای قرار، پایان نیاغته باشد. ـ در حكم سازش به عمل آمده در دادگاه است.

5ـ در سازش به موجب سند عادی در صورتی كه طرفین برای اقرار نسبت به مفاد آن در دادگاه حاضر نشوند تكلیف دادگاه چیست؛ و اگر عدم حضور با عذر موجه باشد چطور؟

الف)دادگاه بدون توجه به مندرجات سازش نامه دادرسی را ادامه می دهد. ـ جلسه تجدید می شود.

ب)دادگاه حكم به ابطال سازش نامه عادی صادر می كند. ـ جلسه تجدید می شود.

ج)دادگاه بدون توجه به مندرجات سازش نامه دادرسی را ادامه می دهد؛ چه عدم حضور طرفین با عذر موجه باشد یا بدون عذر موجه.

د)دادگاه حكم به ابطال سازش نامه عادی صادر می كند؛ چه عدم حضور طرفین با عذر موجه باشد یا بدون عذر موجه.

6ـ اقراری كه در مورد ترتیب اثر به سازش نامة عادی لازم است چه خصوصیتی دارد؟

الف)باید در دادگاه به عمل آید.                                                                        ب)باید شفاهی باشد.

ج)اقرار یكی از طرفین در مورد طرف دیگر نیز مؤثر است.                                  د)موارد الف و ب صحیحند.

7ـ در سازش بوسیلة داوری، مهلت اجرای صلح نامه چقدر است و در صورت عدم اجرا در مهلت مقرر چه اقدامی برای ذی نفع ممكن است؟

الف)20روز ـ ذی نفع می تواند اجبار متعهد را برای اجرای صلح نامه از داور یا داوران تقاضا كند.

ب)20روز ـ ذی نفع می تواند اجرای صلح نامه را از دادگاهی كه صلاحیت رسیدگی به اصل دعوا را دارد درخواست كند.

ج)یك ماه ـ ذی نفع می تواند اجرای صلح نامه را از دادگاهی كه صلاحیت رسیدگی به اصل دعوا را دارد درخواست كند. 

د)یك ماه ـ ذی نفع می تواند اجرای صلح نامه را از دادگاهی كه دعوا را به داوری ارجاع كرده درخواست كند.

8ـ كدام گزینه نادرست است؟

الف)درخواست سازش، اقرار محسوب نمی شود.

ب)اگر یكی از طرفین با هدف رسیدن به سازش خود را متعهد به امری كند ولی سازش به نتیجه نرسد ملزم به اجرای آن تعهد نیست.

ج)اگر یكی از طرفین با هدف رسیدن به سازش درخواست تملیك مالی را از طرف مقابل كند این درخواست درصورتی اقرار محسوب می شود كه مذاكرات به سازش منتهی شود.

د)هیچیك از طرفین نمی تواند سازش نامه را فسخ كند مگر درصورت تخلف شرط یا اشتراط خیار.

9ـ آیا گزارش اصلاحی، قابل تجدیدنظر ، فرجام، اعادة دادرسی یا اعتراض ثالث می باشد؟

الف)فقط قابل تجدیدنظر و اعتراض ثالث است.   

ب)فقط قابل تجدیدنظر و فرجام است.

ج)قابل تجدیدنظر، اعتراض ثالث و اعادة دادرسی است ولی قابل فرجام نیست.

د)نه قابل تجدیدنظر است و نه فرجام و اعادة دادرسی و اعتراض ثالث.

10ـ اگر دعوایی كه قبلا به سازش خاتمه یافته است، دوباره طرح شود ....

الف)دادگاه بدون توجه به سازش قبلی، به موضوع رسیدگی می كند.

ب)با ارائة سازش نامة رسمی یا گزارش اصلاحی از سوی خوانده، دادگاه حكم به بی حقی خواهان، صادر می كند.

ج)دادگاه لزوما دعوا را به داوری ارجاع می كند.   

د)قرار ابطال دادخواست صادر می شود.

11ـ آیا حكم به جبران خسارت در سازش ممكن است یا نه؟

الف)خیر مطلقا ممكن نیست.

ب)فقط در صورتی ممكن است كه در ضمن سازش تعیین شود.

ج)می توان نسبت به دعوایی كه به سازش خاتمه یافته است ادعای جبران خسارت كرد.

د)حكم به جبران خسارت در سازش فقط به حكم دادگاه تنظیم كنندة گزارش اصلاحی ممكن است.

حقوق مدنی ـ كفالت، صلح، رهن و هبه

12ـ كدام گزینه در مورد عقد كفالت نادرست است؟

الف)كفالت به رضای مكفول و مكفول له واقع می شود.

ب)در صحت كفالت، علم كفیل به ثبوت حقی بر عهدة مكفول شرط نیست.

ج)موضوع كفالت، احضار شخص ثالث است.

د)برای صحت كفالت، دعوی حق از طرف مكفول له كافی است، اگرچه مكفول، منكر آن باشد.

13ـ در كفالت موقت ....

الف)مدت باید معلوم باشد.

ب)مكفول له قبل از رسیدن موعد، حق تقاضای احضار مكفول را ندارد.

ج)كفیل می تواند قبل از رسیدن موعد عقد را فسخ كند. 

د)موارد الف و ب صحیحند.

14ـ در كدامیك از موارد زیر كفیل، بری نمی شود؟

الف)در صورت فوت مكفول        ب)در صورت فوت كفیل

ج)در صورت فوت مكفول له       د)در صورتی كه مكفول له طلب خود را به سود شخص ثالث حواله دهد تا مكفول آن را بپردازد.

15ـ هرگاه یك نفر در مقابل چند نفر، از شخصی كفالت نماید در چه صورت در مقابل همة آنها بری می شود؟

الف)با تسلیم مكفول به یكی از آنها                                                        ب)با تسلیم مكفول به تمامی آنها

ج)با تسلیم مكفول به اكثریت عددی آنها                                                د)موارد ب و ج صحیحند.

16ـ هرگاه كفیل حقی كه بر عهدة مكفول است را اداء كند در چه صورت حق رجوع به مكفول را دارد؟

الف)در هر حال حق رجوع به مكفول را دارد.                                                     ب)در صورتی كه به اذن مكفول دین را اداء كند.

ج)در صورتی كه كفالت به اذن مكفول بوده و احضار مكفول ممكن نباشد.            د)موارد ب و ج صحیحند.

17ـ حكم موردی كه در «طرف صلح»، اشتباه واقع می شود و موردی كه اشتباه در «مورد صلح» واقع می شود چیست؟

الف)در صورتی كه شخصیت طرف، علت عمده صلح باشد باطل است. ـ اگر اشتباه راجع به اوصاف اساسی مورد معامله باشد باطل است.

ب)صلح باطل است حتی اگر شخصیت طرف علت عمدة صلح نباشد. ـ صلح باطل است حتی اگر اشتباه راجع به اوصاف اساسی مورد معامله نباشد.

ج)غیر نافذ است. ـ اگر اشتباه راجع به اوصاف اساسی مورد معامله باشد باطل است.

د)در صورتی كه شخصیت طرف، علت عمده صلح باشد باطل است. ـ غیر نافذ است.

18ـ كدام گزینه دربارة عقد صلح صحیح است؟

الف)صلح بلا عوض جایز است.

ب)هیچیك از متصالحان نمی توانند صلحی كه مبنی بر تسامح است را فسخ كنند مگر در صورت تخلف شرط یا اشتراط خیار.

ج)صلحی كه در مقام عقود جائزه واقع شده باشد لازم است.

 د)هر سه مورد صحیحند.

19ـ صلح دعوی مبتنی بر معاملة باطله ....... است ولی صلح دعوی ناشی از بطلان معامله ....... است.

الف)باطل ـ صحیح                                                                                        ب)صحیح ـ باطل

ج)جائز ـ صحیح                                                                                            د)باطل ـ غیر نافذ

20ـ رهن مال كلی در معین و رهن حق تالیف چه حكمی دارند؟

الف)صحیح ـ صحیح                                                                                    ب)باطل ـ باطل

ج)صحیح ـ باطل                                                                                          د)باطل ـ صحیح

21ـ اگر دو نفر یك مال را در مقابل دینی كه به یك نفر دارند به او رهن بدهند ....

الف)اگر یكی از دو راهن طلب خود را به مرتهن بپردازد به نسبت سهم او از مال مرهون آزاد می شود.

ب)مال مرهون فقط در صورتی آزاد می شود كه هر دو راهن طلب خود را بپردازند.

ج)مرتهن حق دارد تا وصول كلی طلب هر دو راهن مال مرهون را در تصرف خود نگاه دارد.

د)موارد ب و ج صحیحند.

22ـ در صورتی كه مرتهن وكیل در فروش مال مرهون بوده و آنرا بفروشد اگر قیمت فروش، بیش از طلب مرتهن باشد .......... و اگر كمتر باشد ...........

الف)مازاد مال مرتهن است. ـ مرتهن حق رجوع به راهن را ندارد.

ب)مازاد مال مرتهن است. ـ مرتهن حق رجوع به راهن را دارد.

ج)مازاد مال راهن است. ـ مرتهن حق رجوع به راهن را ندارد.

د)مازاد مال راهن است. ـ مرتهن حق رجوع به راهن را دارد.

23ـ اگر راهن بمیرد و دارایی او به دو پسرش برسد در صورتی كه یكی از دو پسر نصف دین پدر را به مرتهن بپردازد آیا می تواند نصف مال مرهون را آزاد كند؛ در صورتی كه مرتهن، راهن را از نصف دین بری كند آیا نصف مال مرهون آزاد می شود؟

الف)بله ـ بله                                                                                                  ب)بله ـ خیر

ج)خیر ـ خیر                                                                                                  د)خیر ـ بله

24ـ كدامیك از گزینه ها در مورد رهن نادرست است؟

الف)عقد رهن به موت راهن منفسخ نمی شود.                                              ب)عقد رهن به موت مرتهن منفسخ نمی شود.

ج)عقد رهن نسبت به مرتهن جایز و نسبت به راهن لازم است.                       د)قبض و استمرار آن، شرط صحت عقد رهن است.

25ـ در صورت تلف مال مرهون در نزد مرتهن قبل و بعد از ادای دین از سوی راهن آیا مرتهن ضامن است؟

الف)خیر مگر در صورت تعدی یا تفریط ـ بله درصورت مطالبة راهن و عدم رد مرتهن حتی اگر تقصیر نكرده باشد.

ب)خیر مگر در صورت تعدی یا تفریط ـ بله در هر حال ضامن است حتی اگر راهن مطالبه نكرده باشد.

ج)بله در هر حال ضامن است. ـ بله درصورت مطالبة راهن و عدم رد مرتهن.

د)بله در صورت مطالبه و عدم رد ضامن است. ـ بله در هر حال ضامن است حتی اگر راهن مطالبه نكرده باشد.

26ـ در صورت تلف عین مرهونه بواسطة عمل شخص ثالث، دادن بدل آن بر عهدة كیست؛ و با فرض موردی كه مرتهن قبل از تلف مال مرهونه وكیل در استیفاء طلب از آن بوده آیا برای استیفاء طلب از بدل نیز وكیل است؟

الف)تلف كننده ـ بله                                                                                      ب)تلف كننده ـ خیر

ج)راهن ـ بله                                                                                                  د)راهن ـ خیر

27ـ در مورد هبه كدام گزینه نادرست است؟

الف)در صورت فوت واهب قبل از قبض، هبه باطل می شود.                 ب)در صورت فوت متهب قبل از قبض، هبه باطل می شود.

ج)در صورت حجر واهب قبل از قبض هبه باطل می شود.                     د)در صورت حجر متهب قبل از قبض، هبه باطل می شود.

28ـ در كدامیك از موارد زیر واهب بعد از قبض نمی تواند از هبه رجوع كند؟

الف)در صورت فوت متهب.                                                             ب)در صورتی كه هبه معوض بوده و عوض هم داده شده باشد.

ج)در صورتی كه متهب نوة واهب باشد.                                            د)هر سه مورد.

29ـ در صورت رجوع واهب، نماآت عین موهوبه اگر متصل باشد مال ....... و اگر منفصل باشد مال ......... خواهد بود.

الف)واهب ـ‌ متهب                                                                                ب)متهب ـ واهب

ج)مالك ـ واهب                                                                                    د)متصرف ـ متهب

30ـ آیا بعد از فوت واهب حق رجوع به ورثة او انتقال می یابد و آیا در صورتی كه داین طلب خود را به مدیون ببخشد حق رجوع دارد؟

الف)بله ـ بله                                                                                         ب)بله ـ خیر

ج)خیر ـ خیر                                                                                         د)خیر ـ بله

           و ما توفیقی الا بالله علیه توكلت و الیه انیب          

 


نوشته شده توسط پوراللهیار در دوشنبه 18 تیر 1386 و ساعت 10:07 ق.ظ

نوشته های پیشین
+ قانون شوراهای حل اختلاف مصوب 94+ قانون مجازات اسلامی 1392 - دانلود متن کامل - دانلود کتاب همراه جاوا+ متن کتابهای قوانین برای استفاده در موبایل+ جلسه دهم+ جلسه نهم+ جلسه هشتم+ جلسه هفتم+ جلسه ششم+ جلسه پنجم+ جلسه چهارم+ جلسه سوم+ سوالات جلسه دوم+ سوالات جلسه اول

صفحات: 1 2